تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
كونهم كذلك ، فلا يثبت منه اجماع على وجوب افطار ذلك اليوم مطلقاً ، أو في حقّنا ولو لم نكن مسافرين . ألا ترى أنّا لو علمنا أنّ جميع العلماء الامامية ، بل علماء الامّة ، بل جميع الامّة شربوا دواءً خاصّاً ، أو كلّ منهم دواء وجوباً شرعيّاً ، و لكن شربت طائفة لصداعهم ، واخرى لوجع عينهم وثالثة لوجع اذنهم ، ورابعة لوجع بطنه ، وخامسة لوجع ضرسه ، وسادسة لسلسه ، وسابعة لورم رجله ، وهكذا ، وجوّزنا أن يكون شرب كلّ طائفة لمرض لا نحكم بوجوب الشرب المطلق أو علينا مع خلوّنا عن جميع الأمراض وافتراقنا عنهم بسببه ، وذلك ظاهر جدّا . و چون اين مقدّمه معلوم شد مىگوييم : آيا گمانت اين است كه اين طوايف غير محصوره از فرق مسلمين كه در هر واقعه بناى عمل را بر حكمى از احكام خمسه گذارند وتكليفات خود را منحصر در معلومات نساختند ، بعد از اين بود كه دليل ظنّى را از براى خود حجّت كرده بودند و [ با ] برهان قطعى حجّيت آن را ثابت نموده بودند ، و براى ايشان دليل بودن آن شرعاً معلوم شده بود يا نه ؟ اگر گويى : نشده بود و بدون اين كه دليل ظنّى را حجّت كرده باشند وحجّيت آن بر ايشان ثابت شده باشد عمل به آن مىكردند و حكم خدا را از آن استخراج مىنمودند وتكاليف غير معلومه را از آن بيرون مىآوردند ، پوچ مىگويى و به جز سكوت و خنده مستحق جوابى نيستى . و اگر گويى : بناى عمل در هر واقعه بر همگى اگر چه غير از معلومات باشد بعد از اثبات حجيّت دليل ظنى مثل خبر يا شهرت يا مطلق ظن بوده ، پس به من و تو در اين حال كه هنوز هيچ ظنّى را حجّت نكرده ايم چه رجوع دارد ، و چه دنباله ء آنها را گرفته ايم ، و حال آن كه فرق ميان من و تو وميان آنها از زمين تا آسمان است ، والبته اگر ما هم دليل ظنّى را حجّيت آن را بفهميم مثل آنها خواهيم كرد وبناى عمل را بر غير معلوم نيز خواهيم گذاشت ، و حال ما هم مثل حال آنها خواهد شد . آيا آنها رجوع به دليل خاصّ ، و با فقدان به عمومات ، و با انتفاء به حكم ما لا خبر فيه بعد از ثبوت حجيّت آن دليل خاص و آن عمومات ودانستن حكم ما لا نصّ فيه مىكردند و يا قبل از آن ؟ معلوم است كه بعد بوده ، پس اگر از براى تو هم حجيّت آنها