تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
است كه بعضى احيان مطَّلع بر جنان خلد نيز گردند ، هم چنان كه حضرت رسول در ايّام حيات در ليلة المعراج سير بهشت فرموده اند ، اين است آن چه حال از اين مطلب به نظر قاصر رسيده وبدان كه آن چه مذكور شد خصوص بودن ايشان در جنّات دنيويّه سماويّه يا ارضيّه ، و احاديث بر آن دلالت مىنمايد ، به ملاحظه ء حيثيّت وجود ايشان است در عالم اكوان ، و از براى ايشان حيثيّتى وجنبه اى ديگر هست كه به آن واسطه از اكوان خارج و در جنّات خلد داخلاند ، چه در حين حيات ، و چه بعد از ممات ، وگفتگو در اينجا از حيثيّت اولى بود ، چنان كه در حال حيات ايشان هر گاه سؤال از مقرّ جلالشان مىشد گفته مىشد كه : در مدينه مثلًا تشريف دارند ، و اين منافات با اتّصال به عوالم ديگر از جهت ديگر ندارد ، و تحقيق اين مطلب موقعى ديگر دارد . و از اينجا وجهى ديگر عقلى از براى بودن ايشان در جنّات دنيويّه مستفاد مىشود ، چه اتّصال ايشان به اين عالم اكوان به جهت تصرّفى است كه بايد در اين عالم نموده باشند ، يا اين عالم در ايشان تصرّفى نموده باشد ، پس مادامى كه ايشان را تصرّف ثابت باشد در اين اكوان تشريف خواهند داشت ، وشكَّى نيست كه تا اين عالم باقى است تصرّف ايشان ثابت ، واستشفاع به ايشان و حضور ايشان نزد اموات ودعاى از براى زوّار و غير آنها صريح است در تصرّف ايشان ، هم چنان كه فوايد صلوات بر نبى وآل وعبادات واجب ونحو اينها صريح است در عكس ، و تحقيق اين موقوف به طولى است كه مقام مناسب نيست . وامّا مطلب دوّم : كه آيا ايشان بىحساب و سؤال داخل جنان خلد مىشوند ، يا از براى ايشان نيز سؤال وحساب هست ؟ پس شيخ صدوق در عقائد خود فرموده كه : اعتقاد ما در حساب اين است كه آن حقّ است ، و بعضى حسابها را خداى عزّ وجلّ خود متوجّه مىشود ، و بعضى را انبياء وائمّه متوجّه مىشوند ، پس حساب انبياء وائمّه
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 269 | ملا أحمد النراقي