تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و به هر حال جواب از آن چه سؤال نموده اند به چند وجه ممكن است : اوّل : اين كه شايد آن نماز سنّتى بوده و جايز نبودن نماز سنتى با جماعت از براى ما مكلَّفين از امّت محمّد ( صلَّى الله عليه وآله ) دلالت بر عدم جواز از براى همه كس نمىكند ، چه شكَّى نيست كه انبياى كرام و ملائكه ء عظام كه به آن حضرت اقتدا نمودند در آن وقت از اين عالم تكليف خارج ، ووظيفه ء ما با وظيفه ء ايشان متفاوت است ، ودليلى بر اتّحاد ما وايشان در آن حال در جميع احكام نيست ، پس شايد جماعت در نمازهاى مستحبّى از براى ايشان جايز باشد . دوّم : اين كه آن چه در حديث وارد شده آن است كه آن حضرت امامت ايشان را نمود وايشان اقتدا به او كردند ، وامامت به معنى پيشوايى كردن ، و اقتدا به معنى متابعت كردن است ، و اين اعمّ از اين است كه به طريق لازم در نمازهاى فريضه باشد كه قرائت ساقط باشد ونيّت اقتدا لازم ، يا به اين طريق كه آن حضرت پيش بايستد و آن چه بگويد ايشان نيز اقتدا به آن حضرت كرده ومتابعت نموده همان را بگويند و هر كه از براى قومى پيش بايستد و عملى بكند وايشان هم در آن عمل متابعت او كنند او امام ايشان خواهد بود ، وايشان به او اقتدا كرده خواهند بود ، شكَّى نيست كه اين نوع اقتدا در نماز سنّتى جايز است ، يعنى يكى پيش بايستد وجمعى در عقب او ، و آن چه او گويد ديگران نيز آن را گويند ، وشايد كه اقتداى انبياء به آن حضرت از اين قبيل بوده . سوّم : اين كه هم چنان كه از بعضى احاديث معراج مستفاد مىشود آن است كه در شب معراج چون حضرت به مدينه ء مشرّفه وطور سيناء وبيت المقدس وبيت المعمور رسيدند ، در همه موضع جبرئيل به ايشان عرض مىكرد كه : فرود آى و نماز كن ، و ظاهر از امر وجوب است ، پس شايد كه اين نماز در اين وقت بر آن جناب و اقتدا كنندگان به او واجب بود وبس ، وامورى كه مختصّ به آن جناب است بسيار است . چهارم : اين كه شايد اين نماز طواف بيت المقدس وبيت المعمور بوده ، و در آن وقت طواف آنجا بر آن حضرت ومقتدين به او واجب بوده ، و يا اين كه چون معراج در اوايل بعثت نبى بوده ، شايد در آن وقت نماز سنّتى به جماعت از براى همه كس مشروع بوده و بعد منسوخ شده .