نه يك شبر ، پس خورشيد كه در فلك رابع است و به طريقه ء اهل هيئت بر دور زمين حركت كرده همان مسافت آسمانى را طى كرده است ، نه زمين را به تنهايى ، و معلوم است كه خورشيد را مىگويند سيصد و بيست و هشت مقابل تمام كره ء زمين است ، پس ملاحظه كن وببين آسمان او چه قدر خواهد بود ، پس گاه هست مسافت آسمانى او كه حقيقت خورشيد ( 1 ) آن را قلمى كرده به اين قدر رسد . جواب گفته مىشود : بعد مقعّر فلك شمس از مركز زمين از قرار استخراج ارصاد هزار هزار فرسخ وهفتصد وهفتاد هزار فرسخ وششصد وهفتاد و دو فرسخ است ، و اين نصف فلك شمس است در نصف قطر كره ء زمين كه تقريباً يك هزار فرسخ وكسرى است ، بنا بر اين نصف قطر فلك تخميناً هزار وهشتصد مقابل نصف كره ء زمين خواهد بود ، پس اگر بگوييم : تفاوت ميان مسافت هر دايره ء كوچكى با دايره ء بزرگتر بالنسبه به تفاوت نصف قطر آنها است هم چنان كه ممكن است چنين باشد دور فلك شمس تخميناً هزار وهشتصد مقابل كره ء زمين مىشود ، و بنا بر اين از قرارى كه مذكور شد خورشيد در هر دقيقه از آسمان خود هزار وششصد مرتبه شش فرسخ تخميناً طى خواهد نمود كه ده هزار وهشتصد فرسخ باشد تقريباً ، وصد يك آن كه قدر گفتن : « لا نعم » است يك صد و هشت فرسخ مىشود تخميناً ، و اين كجا و پنج هزار فرسخ يا پانصد سال كجا ؟ و اگر گفته شود كه : بناى زوال شمس از نصف النّهار به طريقه ء اهل هيئت طىّ منطقه ء فلك الافلاك است كه فلك اعلى واعظم است كه محلّ دايره ء نصف النّهار و ساير دواير است ، نه منطقه ء آسمان چهارم ، پس بايد ملاحظه ء آن را نمود ، گاه است آن مسافت به قدر مسافتى كه در حديث است برسد . مىگوييم : نصف قطر فلك اعلى از قرارى كه ارباب رصد استخراج نموده اند سى و سه هزار هزار فرسخ وپانصد و چهل و هشت هزار فرسخ و پنجاه و پنج فرسخ است ،
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٣٩
هامش
( 1 ) اگر عبارت تصحيف نشده باشد ممكن است مقصود از « حقيقت خورشيد » نبىّ مكرم صلى الله عليه وآله باشد .