و اگر چنانچه قول طفل مجروح اعتبار نداشته باشد ووالد هم عاجز از اثبات باشد ووالده ء او هم متوفّى شده ، لكن جمعى كثير از آن مرحومه شنيده اند كه گفته بود كه : من در اينجا حضور داشتم كه طفلم را در تنور انداخت ، آيا مىتواند قسم بدهد يا نه ؟ و در صورت قسم دادن به كه قسم دهد ؟ وبفرمايند هر گاه پدر طفل قاتل در حضور چند نفر چنين سخن بگويد كه : قاتل شما حاضر است به من مىگوييد چه ؟ آيا به اقرار او قتل ثابت است يا نه ؟ ج : هر گاه اين مرحله شرعاً ثابت شود كه آن طفل را طفل ديگر به تنور انداخته و آن طفل تلف شده بايد ديه گرفته شود ، و ديه آن با عاقله ء طفل است كه ذكور خويشان پدرى و پدر هم على الاقوى باشد و بر طفل تسلَّطى نيست اگر چه ادّعاء بعد از بزرگ شدن و به حدّ تكليف رسيدن باشد ، و به گفته ء طفل مقتول ووالده ء او قتل ثابت نمىشود ، ولوث هم متحقّق نمىشود ، و قبل از ثبوت شرعى بر آن طفل و عاقله ء او تسلَّطى نيست . وامّا در خصوص قسم دادن ، چون قسم دادن بعد از مرافعه مىباشد ، ومرافعه بايد در خدمت حاكم شرع باشد ، حاكم شرع خود مىداند كه بر كه تسلَّط قسم دارد يا ندارد بيان خواهد فرمود . امّا به خصوص اقرار پدر طفل ، پس اگر اقرار او ثابت شود بنا بر اقوى كه پدر هم از جمله ء عاقله هست در قدر الحصّه ء خود او از ديه به اقرار خود مأخوذ خواهد بود ، نه در حصّه ء ساير افراد عاقله . ( 765 ) س 27 : در خصوص قتل ونسق ( 1 ) از اشخاص مسلم وسنّى وغيره كه در ايّام حكومت اتّفاق افتاده آيا توبه در آنها قبول است ومىتواند شد خدا از تقصير آدمى بگذرد ؟
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 402
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٤٠٢
هامش
( 1 ) مجازات كردن صاحبان زور ، ديگران را به بريدن گوش و امثال آن از مصاديق نسق كردن است .