نگويند تا بعد از دو سه سال بعد كه خواهند تركه را تقسيم كنند ، آن يك نفر وارث بگويد : من اين مال را به حقّ متصرّفم ، آيا اين سخن مسموع است ، يا بايد راه حقيّت را ثابت كند ؟
ج : هر گاه معلوم باشد كه تصرّف آن وارث در اوّل به عنوان عاريه يا وديعه يا امانت ونحو اينها بوده ، اگر چه همين قدر معلوم باشد كه ابتداء كه در تصرّف قرار گرفته مال ميّت بوده وورّاث مسامحه در مطالبه كرده اند ، و در اين ظرف مدّت خروج از آن تصرّف معلوم نباشد بايد متصرّف حقّيت وانتقال به خود را ثابت كند ، و هر گاه كيفيّت تصرّف ابتدايى او معلوم نباشد يا معلوم باشد امّا بعد از تصرّف او بيرون آمده باشد وندانيم سبب تصرّف ثانوى چه بوده در اين صورت ساير ورثه بايد عدم حقّيت تصرّف او را ثابت كند ، و هر گاه بعضى از آن چه در تصرّف آن است از قبيل اوّل باشد ، و بعضى از قبيل ثانى ، در بعض اوّل حكم به طريق اوّل مىشود ، و در بعض ثاني حكم به طريق ثانى .
( 736 )
س 28 : چه مىفرمايند كه در بعضى سرحدّات دسترس به مجتهد نيست ، چون احدى فوت شد زوجه ء او ادّعاى صداقش را مىكند ، چون مىبايد در حضور حاكم شرع قسم بخورد وحقّ خود را بگيرد ، آيا مىتواند كه در حضور عدول مؤمنين آن قسم را بخورد ، يا مىبايد در حضور حاكم شرع باشد ؟
ج : هر گاه دسترس به مجتهد نباشد ، شخص مؤمن عادلى به تقليد مجتهد زنده حكم مسائلى كه در آن واقعه محتاج اليه است بداند مىتواند شهود زوجه را استماع نمايد واو را قسم استظهارى دهد وصداق او را بدهد .
( 737 )
س 29 : زيد وفات يافته ، زوجه ء او ادّعاى بيست و دو تومان صداق مىكند ، چون مىبايد قسم بخورد اگر در حضور عدول مؤمنين صداق خود را به مبلغ چهارده تومان مصالحه نمايد ، عيبى دارد ؟
ج : اگر متوفّى وارث صغير يا غائبى ندارد ووصيّت ثلث هم نكرده و همه ء
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 381
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٨١