حكم مىتواند براى ايشان بكند ؟
ج : مرافعه واحلاف شأن مجتهد عادل جامع الشرائط است ، و بعضى مرافعه ء مقلد در جميع أحكام واقعه ء مخصوصه را به شرط عدالت جايز دانسته اند ، و اين قول دور نيست ، خصوصاً هر گاه مجتهد او را در واقعه اى مأذون سازد و بدون رضاى مدّعى ومدّعى عليه وترافع ايشان حكم نافذ نيست .
( 733 )
س 25 : آيا كسى به علم شهادت بر زنا مىتواند داد ، يا بايد به مشاهده ء كالميل في المكحلة باشد ، و شاهد مىتواند در پيش حاكم شرع شهادت بدهد كه من از فلان كس شنيدم كه مىگفت : من زنا كرده ام با انكار آن شخص كه نسبت اقرار به او مىدهند در نزد حاكم ؟
ج : در جواز شهادت بر زنا علم كافى نيست ، و بايد به مشاهده باشد ، و تا كالميل في المكحلة نبيند نمىتواند شهادت بدهد ، و اگر بدهد شهادت او مسموعه نيست ، وبخصوص شهادت بر اقرار بلى شهادت به زنا مسموعه است ، و ليكن هر گاه زنايى باشد كه موجب رجم باشد در صورت انكار آن شخص ، از شهادت رجم ثابت نمىشود .
( 734 )
س 26 : هر گاه مدّعى ومدّعى عليه نزاع كنند در خصوص حاكم ، مدّعى مىگويد : به نزد زيد مرافعه مىبريم ، ومدّعى عليه مىگويد : به عمرو مرافعه مىبريم ، قول كدام يك مقدّم است ؟
ج : هر گاه هر دو حاكم قابليّت حكومت شرعيّه را داشته باشند مختار مدّعى مقدّم است .
( 735 )
س 27 : بيان فرمايند كه هر گاه شخصى بميرد واموالى چند مالك ومتصرّف باشد در حيات خود ، و چند نفر وارث داشته باشد و يك نفر از اين ورّاث در منزل شخص متوفّى باشد ، و ساير ورّاث به جهت احترام ميّت سخنى از ارث
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 380
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٨٠