و ليكن در اين وقف مسئول عنه امرى ديگر است كه ظاهر اين است كه سبب بطلان وقف باشد ، و اين عبارتى است كه واقف به آن بيان مصرف نموده كه اوّلًا دو نفر شخص ظاهر الصلاح از مجاورين ارض اقدس را اجير نموده كه در هر سال در ليالى جمعه إلى آخره .
وجه بطلان به اين عبارت آن است كه مقتضاى اين عبارت آن است كه آن دو نفر اجير ، موقوف عليه نباشند ، زيرا اگر موقوف عليه باشند منفعت موقوف به قدر ما به ازاي عمل ايشان مال ايشان خواهد بود ، و هر گاه مال ايشان شد متولَّى نمىتواند ايشان را به آن منفعت اجير كند و آن را مال الاجاره قرار دهد ، زيرا كه مال الاجاره ء كسى نمىتواند قبل از اجاره مال آن شخص باشد ، بلكه بايد مالى باشد كه به واسطه ء عقد اجاره به ازاى اجرت عمل مالك شود ، پس نمىشود كه آن دو نفر هم موقوف عليه باشند هم اجير به ازاءِ اين منفعت ، پس آن دو نفر موقوف عليه نيستند ، ومتولَّى كه مستأجر است نيز موقوف عليه نيست ، چه قصد واقف نيست كه اين منفعت مال متولَّى باشد ونفعى هم براى او ندارد ، ونمىتواند جهت عامّه باشد مثل مسلمين يا زائرين ، چه موقوف عليه بودن فرع حصول نفع وقف است به موقوف عليه ، و دو نفر اجير شوند و زيارت وتلاوت كنند و ثواب آن را به واقف دهند چه نفعى از براى مسلمين دارد ؟ و خود واقف هم نمىتواند موقوف عليه باشد ، والَّا وقف فاسد مىشود . پس باقى مىماند وقف در اين خصوص بى موقوف عليه ، وچنين وقفى باطل است .
اگر گفته شود كه : چه فرق است ميان اين عبارت وميان اين كه وقف كند بر مسجدى مثلًا و قرار دهد شخصى را اجير كنند كه خدمت مسجد كند ، يا اذان اعلامى گويد يا نحو آن ؟
گوييم : در خدمت مسجد و اذان منفعت از براى مسلمين هست ، پس حقيقةً وقف بر مسلمين است ، و ليكن در زيارت وتلاوت شخصى و ثواب آن را به واقف دادن فائده از براى غير واقف از مسلمين ديگر ندارد .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٧١