شوهر كند .
دوّم : آن كه هر گاه مريض در حين مرض زن بگيرد عقدش صحيح است و اگر با آن زن دخول كند از يكديگر ارث مىبرند .
سوم : آن كه هر گاه زن مستقيمة الحيض باشد هر گاه بعد از دخول مطلَّقه گردد بايد به سه قرء عدّه بگيرد وكنيز به دو قرء عدّه مىگيرد ، وقرء عبارت از طهر است ، واقلّ طهر ده روز واقلّ حيض سه روز است ، پس اقلّ مدّتى كه سه حيض به آن منتهى مىتواند شد بيست و شش روز و دو لحظه است ، ودرد وقرء سيزده روز و دو لحظه است .
بنا بر اين مسائل پس ممكن است شخصى چهار زن داشته باشد و در حالت بيمارى آنها را طلاق دهد ، بعد از بيست و شش روز و دو لحظه چهار زن ديگر مىتواند بگيرد ، و هر گاه در همان روز با آنها دخولى نموده آنها را مطلَّقه سازد و بعد از بيست و شش روز ديگر چهار ديگر مىتواند بگيرد ، و همچنين تا سال پنجاه و شش زن را گرفته و طلاق داده خواهد بود و همه ء ايشان ارث خواهند برد ، پس از چهار صد و چهل و هشت اشرفى ثمن را كه پنجاه و شش اشرفى باشد خواهند برد ، هر يك يك اشرفى ، بلكه مىتواند شد شصت زن جمع شود به اين نوع ، و اگر فرض كنيم كه همه ء زوجات در حين زوجيّت مملوك باشند وقريب به موت هم آزاد شوند عدد زوجات به حسب امكان به يك صد وشانزده مىرسد ، و اينها همه در مستقيم الحيضاند در عدّه رجعيّه ، و هر گاه طلاق را بائن فرض كنيم مثل مختلعه و طلاق يائسه كه در عدّه ء طلاق آنها زوج مىتواند چهار زن ديگر بگيرد عدد زوجات به حسب امكان بى شمار خواهد شد .
( 653 )
س 10 : هر گاه زيد در حال حيات خود صلح نمايد با چهار نفر از اولاد خود اموال خود را به اين عبارت كه : اموال خود را با چهار نفر اولاد خود مصالحه كردم ، ومصالحه نامچه قلمى ، و آن چه را متصرّف بوده از منقول
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٠٧