كتاب الغصب
( 600 )
س 1 : چه مىفرمايند در اين مسأله ء شرعيّه كه هر گاه قناتى باشد نصف آن ملكى و نصف ديگر وقف بر حوض و نهر خانه هاى مسلمين ومالكين نصف ، وشاربين نصف وقف چند محلَّه باشد ، يك محلَّه ء آن بن آب باشد و در محلَّه ء بن آب تقريباً يك طاق ملكى داشته باشد ، در حين وفور آب قنات ، شاربين بالاى دست نگذارند كه آب ملكى شاربين بن آب به مصبّ آنها برسد ، و آب وقفى به شرح أيضاً ، و در حين قلَّت آب قنات هم آب نرسد و ضرر كلَّى به شاربين بن آب برسد ، تقريباً دو سه سال مىشود كه آب قنات ملكى آنها به آنها نرسيده ، حال مىخواهند آب ملكى خود را در بالاى دست خانه هاى شاربين شرب نمايند ، شاربين خانه هاى بالا دستِ شاربينِ بن آب مانع مىشوند كه : ما حقّ الشرب در آب ملكى شما داريم ، نمىگذاريم آب ملكى خود را بالاى دست ما شرب نماييد ، آيا شرعاً مالكين آب بن آب مىتوانند آب خود را در بالاى دست خانه هاى شاربين مزبور شرب نمايند يا نه ؟
ج : بلى ، مالكين آب ، آبِ خود را هر جا كه خواهند مىتوانند زراعت كنند وشرب نمايند وسخن صاحب خانه ها غير مسموع است ، چنانچه تفصيل وجه مسأله را در رساله ء على حده در كتاب قضا بيان كرده ام ، مگر اين كه صاحب خانه ها به بيّنه ء عادله لزوم جريان همان آب را از خانه هاى خود ثابت كنند ، در