و اگر او را ممكن باشد كه از كسانى كه آن مالها را برده اند ، استرداد و به صاحبانش برساند ، و اگر ممكن نباشد شغل ذمّه در اموال او نيست . و اگر آن محصّل ، يا كدخدا ، يا كسانى ديگر كه اموال را ضبط نموده اند نمىتوانستند از گفته ء آن حاكم تخلَّف كنند وتشويش مؤاخذه و ضرر بوده به جهت ايشان ، در اين وقت آنها حكم آلتى دارند ، وشغل ذمّه ء جميع آن اموال همان حاكم است و بايد به صاحبانش برساند ، والَّا به ردّ مظالم بدهد .
و در اين مرحله دو موضع است كه شيطان لعين بعضى را به دام خود در آورده وريشخندى نموده كه به آن دل خود را خوش مىكنند .
يك موضع اين كه حاكمى يا كدخدايى محصّلى بر ولايتى يا شخصى تعيين مىكنند كه فلان مبلغ را بگيرند ، يا پادشاه به حاكمى چنين امر مىكند ومىداند كه آن محصّل يا حاكمِ گماشته نمىتواند از فرموده ء او تخلَّف كند وتشويش ضرر دارد .
با وجود اين شيطان فريب او را مىدهد كه : تو آن مال را نگرفته وتصرّف نكرده اى ، وشغل ذمّگى با آنهايى است كه تصرّف كرده اند ، گاه است وجه را مىگيرند و به نزد او مىآورند ، آن بينواى مسكين مىگويد : اينجا بگذار ، يا به فلان كس بده ، يعنى : من نمىخواهم تصرّف كنم در مال حرام ، وبىچاره نمىداند كه همان گرفتن آن محصّل با گرفتن خود او تفاوتى ندارد .
وموضع دوّم جايى است كه شيطان ملعون فريب آن واسطه وگيرنده را مىدهد وچنين تصوّر مىكند كه مجبور است در گرفتن وتشويش ضرر دارد ، وحال اين كه گاه است تشويش حاكم همين است كه او را بىكاره بشناسند يا معزول كنند ، يا عزّت او پيش پادشاه كم شود ، يا آن محصّل را حاكم يا پادشاه از پيش خود اخراج كند ، يا مواجب حرامى كه به او مىداد ندهد ، يا ديگرى را بر او ترجيح دهد ، بىچاره نمىداند كه اينها ضرر و بى آبرويى نيست .
بارى دست شيطان قوى است و راه حيله ء او بسيار است ، دشمنى است قوى
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٦٦