تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

پنجه ، سالها در آسمانها گشته وكمر عداوت به بنى نوع انسان را عيان بسته ، و قسم به عزّت پروردگار ياد كرده كه همه ء اولاد آدم را اغواء كند ، پس دو روزه ء حيات فانى را در نظر ما بىچارگان جلوه مىدهد و از هر راه در مىآيد ، چنانچه در قرآن از گفته ء او خبر داده شده كه گفته است : به عزّت تو كه همه را گمراه مىكنم و راه راست را بر ايشان مىبندم و از پس و پيش و چپ وراست ايشان در مىآيم ، پس شير مرد آن كه فريب اين دشمن قديم را نخورده قدم همّت در راه شريعت نهد ، و به جز رضاى الهى وخشنودى او همه را هيچ بداند ، يكى را از خود راضى كند هر كه خواهد نارضا باشد ، ختم الله لنا ولكم بالحسنى وجعلكم وإيّانا من أهل السعادة والزلفى . لمؤلَّفه دام ظلَّه آن يكى بايد ز تو خشنود باد * گو تمام خلق خشم آلود باد نزد او عجز ونياز آغاز كن * پس برو بر هر دو عالم ناز كن گر ترا او جا دهد در آستان * هر كه مىخواهد براند گو بران ذرّه ء او گرد و خود خورشيد باش * مرده ء او زنده ء جاويد باش ( 1 ) ( 602 ) س 3 : شخصى سى چهل سال تخميناً قبل از اين به سفر رفته ومفقود الخبر شده ، و اثرى از حىّ وميّت بودن او نيست ، و قدرى ملك از او باقى مانده ، و در وقت رفتن امانت به دست غيرى سپرده كه متوجّه زرع او شده باشد ، و غير مزبور به شخصى اجاره داده ، و بعد از دو سه سال مستأجر غصباً تصرّف نموده وفروخته ، وامين مزبور وارث غائب مفقود الخبر بوده ، بيان فرماييد كه كسى را مىرسد كه بيع وشراء كند ملك مزبور را ، و بر فرض استرداد از غاصب از دست امين گرفته باشند يا نه ؟ ج : فروختن مستأجر مسطور ملك غائب را خلاف شرع است ، و هر كه

هامش
( 1 ) اين اشعار در حاشيه ء كتاب با همين عنوان نوشته شده بود .