تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
اين صورت صاحب آب تغيير مجرى نمىتواند داد ، مگر اين كه صاحبان خانه ها حوضهاى بزرگ عميق تازه زياده از آن چه سابق بوده ساخته باشند كه به آن جهت ضرر كلىّ به مالكين برسد ، وعلاوه ء بر اين ، مالكين آب را منع از تلف كردن آب ايشان در استعمالات خواهد رسيد . ( 601 ) س 2 : هر گاه حاكمى باعث تاراج ولايت بشود ، يا اين كه حكم به ضبط مال احدى بكند ، آيا آن حاكم وآمر مشغول الذمّة است و بايد ردّ اموال مزبور نمايد ، يا اين كه فاعل فعل بايد از عهده ء اموال بر آيد ، و يا اين كه فاعل وآمر هر دو بايد از عهده بر آيند ؟ بيان فرماييد كه رفع اين گونه معاصى را به چه طريق بايد كرد ومحصّلين ماليات كه به ولايات مىروند ووجهى مىگيرند به حكم حاكم ، آيا مشغول الذمّه ء اين وجه كيست ؟ ج : هر گاه آن مالى را كه تاراج كرده اند يا ضبط نموده اند ، يا مالياتى كه محصّلين گرفته اند به آن حاكم برسد وعائد او بشود شكَّى نيست كه آن حاكم مشغول الذمّة مىشود و رفع معصيت آن موقوف به ردّ آن اموال است به صاحبان او اگر معروف باشند ، و اگر مجهول باشند به فقراء بايد داده شود به اذن نائب امام ، و اگر بعضى عايد شود دون بعضى ، آن بعض را كه عايد او شده او مشغول ذمّه است . و اگر آن مال كلاًّ أو بعضاً عايد آن حاكم نشود پس اگر آن كسانى كه تاراج كرده اند يا ضبط نموده اند يا محصّلى كه ماليات را گرفته مىتوانسته اند از گفته ء آن حاكم تخلَّف كنند ومظنّه ء ضررى بر ايشان نبوده و با وجود اين به محض خوش آمدن آن حاكم ، يا به جهت نفع خود ، يا به عداوت صاحب مال ، يا شقاوت نفس مرتكب أخذ آن اموال شده باشند و خود به مصرف رسانيده باشند شغل ذمّه ء آن اموال كسانى هستند كه آن اموال را تصرّف نموده اند و آن حاكم معصيتى ووزر وبالى نموده ، وبىچاره فاسقِ محروم است ، و بعد از پشيمانى وهدايت نمودن خداوند عالم او را بايد توبه كند ،