تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

است ، و ليكن شرط مذكور لزومى ندارد ، چه زوجه هنوز راضى به اين شرط نشده ومعلَّق بر مصلحت از پسر خود كرده ، پس خيار فسخ مصالحه را خواهد داشت ، وبطلان شرط مذكور موجب بطلان رجوع نمىشود ، هم چنان كه فساد شرط ضمن العقد موجب فساد مىشود . ( 1 ) و هر گاه منازعه فيما بين ايشان بشود در اراده ء معنى اوّل ودوّم قول زوج مقدّم است با يمين . والله العالم . ( 576 ) س 2 : علماى اماميّه وفقهاى اثنا عشريّه چه مىفرمايند در اين مسأله ء شرعيّه كه چنانچه زيد مثلًا دختر عمرو را به عقد دائم به حباله ء زوجيّت خود درآورده باشد به صداق معيّنى به موجب صداق نامه ء على حده ، و بعد از مدّتى وكيل نمايد خالد را كه زوجه را مطلَّقه نمايد به موجب وكالت نامه ء على حده ، به اين عبارت كه : وكيل نمود آقا نادعلى ملَّا محمّد شفيع را كه طلاق رجعى زوجه ء مدخوله خود بىبى جان را در حضور عدول جارى وواقع سازد به نحوى كه علاقه ء زوجيّت فيما بين زائل ومنقطع گردد ، ومسمّات مذكوره صداق خود را مصالحه نمود در حقّ زوج مذكور كه زوج مذكور او را در عوض مطلَّقه سازد . انتهى وخالد مطلَّق در ظهر وكالت نامه ء مذكوره بعد از مصالحه ء مهر و گفتن طلاق وضع آن را به اين طور نوشته كه : به تاريخ نهم صفر سنه ء 1233 بعد از علم به وكالت مسمات مذكوره را در مجمع عدول مطلَّقه ء رجعيّه نمودم و صيغه ء طلاق جارى شد . انتهى بعد تلك الوقائع زوج از آن قريه بيرون رفته و بعد از گذشتن ايّام عدّه مراجعت نموده مذكور كرده كه من رجوع كرده ام ، و در بيرون به بسيارى گفته ام ، آيا در صورت مسطوره آن طلاق به جهت عوض بائن مىشود يا نه ؟ و در صورتى كه بائن نشود زوجه را بعد از ثبوت مىرسد كه صداق ونفقه وكسوه ء فائته ء أيّام ماضيه را از زوج مطالبه نمايد يا نه ؟ بعد از ملاحظه ء طلاق نامه

هامش
( 1 ) نمىشود .