تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

كتاب الطلاق

( 575 ) س 1 : زينب حقّ الصداق خود را با زوجش مصالحه نموده مشروط به آن كه زوج او را مطلَّقه نمايد ، و شرط ديگر آن كه چنانچه رجوع نمايد اختيار فسخ مصالحه با زوجه بوده باشد ، وزيد زوجه ء خود را طلاق داده ، و در عدّه ء زوج با زوجه ملاقات نموده فيما بين ايشان قرار شده است كه هر گاه زوج رجوع نمايد زوجه ادّعاى حقّ الصداق خود را به زوج نكند و چهار ريال از زوج بگيرد ، زوجه گفته است : من از پسرم مصلحت مىكنم ، ورفته است ، وزوج او ديگر خبر مصلحت زوجه به او نرسيده ، خاطر جمع شده كه همين چهار ريال دادنى خواهد بود ، گفته است : من به اين شرط رجوع كردم ، و در چند جا گفته است كه : من به اين شرط رجوع كردم ، آيا اين رجوع چه صورت دارد ؟ و هر گاه رجوع صورت دارد زوجه مستحقّ چهار ريال مىشود ، يا آن كه مستحقّ فسخ مصالحه خواهد بود ؟ ج : عبارتى را كه گفته است : من به اين شرط رجوع كردم دو احتمال دارد . يكى آن كه رجوع كردم اگر زوجه راضى شود به گرفتن چهار ريال وعدم فسخ مصالحه . دوّم : آن كه رجوع كردم با اين شرط ، يعنى رجوع مشتمل بر اين شرط را كردم كه از بابت شروط ضمن العقد باشد . اگر مراد اوّل باشد رجوع متحقّق نشده است ورجوع به اين عبارت مفيد فايده نيست ، و اگر مراد دوّم باشد رجوع صحيح