دخول زوجه را مهر المثل مىرسد . و اما در مسأله اخيره پس اگر از صورى باشد كه زوجه بر زوج ثانى حرام مؤبد باشد كه حكم واضح است يعنى در صورتى كه زوجين يا زوج عالم بذات بعل بودن وعدم ثبوت فساد عقد باشند و دخول هم متحقق شده باشد و اگر از اين صور نباشد وزوج وزوجه بلكه عاقد هم عالم به حقيقت حال نباشد وعقدى شد و بعد فساد عقد سابق بر اين عقد [ معلوم شود ] محكوم به را ( 1 ) اين عقد ثانى صحيح خواهد بود ( 2 ) بلى يك صورت است كه با وجود عدم حرمت ابدى باز عقد ثانى فاسد است اگر چه بعد فساد عقد اول معلوم شود و آن در صورتى است كه دخول واقع نشده باشد و ليكن زوج عالم به عقد اول وعدم ثبوت فساد آن باشد چه در اين صورت زوج منهى از عقد بر آن است و نهى در معاملات را من موجب فساد مىدانم . والله العالم . ( 573 ) س 64 : هر گاه زيد هند را به عقد تمتع در آورده تا ده سال وضمن العقد شرط شود كه نفقه وكسوه ده سال با زيد باشد و در عرض مدت زيد فوت شود يا مدت را هبه نمايد آيا مىتواند كه مطالبه نفقه ايام باقيه را نمايد يا نه ؟ ج : در كلام فقها تعرضى از براى اين مسأله به نظر نرسيده و ليكن شخصى از جمعى از علماء معاصرين استفتاء نموده بعضى حكم به تسلط هند بر مطالبه و بعضى حكم بعدم تسلط فرموده بودند و اقوى واظهر تسلط است زيرا كه خالى از اين نيست يا شرط بر اين نوع است كه تا در حباله تمتع هست نفقه وكسوه بر زيد باشد يا بر اين است كه هر گاه مدت را ببخشد يا فوت شود نفقه باشد ( 3 ) كه در ده سال اجل تمتع نفقه وكسوه با متمتع باشد اگر صورت اولى باشد شرط فاسد است به جهت جهل مدت ، وتعيين آن شرط است .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٢٢
هامش
( 1 ) محكوم به را » ظاهراً زائد است .
( 2 ) در اصل : نخواهد بود .
( 3 ) در اصل : نباشد .