خوانده باطل باشد اين فضولىها با اجازه ولىّ باعث انعقاد مناكحه مىشود يا نه و بر فرض انعقاد مناكحه مزبوره و فساد عقد ثانى اين دختر بر ناكح آخر حرام مؤبد شد يا نه وعلى اى تقدير بر ناكح ثانى مهر المثل لازم است يا آن چه در مهر نامچه نوشته باشد وعلى أيّ تقدير مهر الان مال كيست و هر گاه دختر از اين . . ( 1 ) راه گريز نداشته باشد ومتمسك شود به فساد عقد از راه اجبار و قسم ياد نمايد كه من اجباراً بلى گفتم آيا اين عقد [ كه پس از ] آن طىّ دعوى شده فاسد است يا صحيح و بر فرض فساد آن وطى كه شد آن زن را بر ناكح حرام مؤبد كرده يا هر گاه بعد از طىّ دعوى عقد كند حلال [ است ] امر كم مطاع . ج : اولًا اگر چه والد ناكح صغير به جهت جهل ولايتاً وكيل شده وعاقد را بعد وكيل نموده و ليكن در عدم تحقق عقد وبطلان آن طى عقد وكيلى ظاهرى خالى از اشكال نيست و حكم به فساد آن عقد با وجود توكيل ولى شرعى اشكال دارد و محتاج تأمل تام است و اما آن عقود فضوليه كه واقع شده يعنى عقودى كه متضمن ذكر توكيل نبوده و اسم زوج وزوجه مذكور شده بعد از اطلاع ولى و اجازه آن از بابت توليت بلا اشكال صحيح است و موجب تحقق زوجيت . و اما مسأله دوم در عبارت مسئول قصورى است زيرا كه ذكر اين كه آن دختر را ثانيا به جهت ديگرى عقد كرده اند نشده و ليكن از سؤال معلوم مىشود كه واقعه چنين بوده بهر حال اگر زوج ثانى عالم به زوجيّت اوليه بوده ومىدانسته كه آن زوجه ذات بعل است و دخول هم واقع شده هم چنان كه از اين سؤال مستفاد مىشود آن زن حرام مؤبّد مىشود بر ناكح ثانى ومهرى هم بر ذمه او تعلق نمىگيرد و اگر دخول واقع نشده باشد پس با جهل زوج به حال و همچنين زوجه ، حرام ابدى نمىشود بلا اشكال بلكه با جهل در صورت دخول هم حرام نمىشود و اما با علم به حال وعدم دخول در حرمت ابديه اشكال است واظهر عدم است و در صورت فساد عقد ثانى وعدم علم زوجين به حال وتحقق
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٢١
هامش
( 1 ) دو كلمه خوانده نشد .