( 428 )
س 17 : شخصى اموال خود را بلا تعيين مصالحه نموده است به دو نفر ولد كبير خود ، و در ضمن العقد شرط كرده كه متصالحين ثلث اموال مزبوره را به يك ولد او كه حال صغير است بعد از هشت سال ديگر بدهند ، به اين نحو كه صغير نيز قدرى غير معيّن مال دارد ، متصالحان ملاحظه كنند كه چقدر شده است ، بعد از هشت سال اين قدر به صغير بدهند كه با مال خود او كه ضم شود سه نفر مساوى داشته باشند ، آيا اين مصالحه چه صورت دارد ؟
ج : اين مصالحه باطل است ، به جهت جهل شرط ، و به فساد شرط مشروط نيز باطل مىشود . والله العالم .
( 429 )
س 18 : هر گاه كسى حقّى را صلح كند وعالم به كميت وكيفيت آن نباشد ، آيا بعد از اطَّلاع مىتواند صلح را بر هم زند يا نه ؟
ج : هر گاه بعد از اطَّلاع ديد كه مغبون است ادّعاى غبن مىتواند كرد ، پس اگر آن طرف صلح غبن او را داد واو را از غبن بيرون آورد صلح لازم است والَّا آن شخص را فسخ مصالحه مىرسد . والله العالم .
( 430 )
س 19 : آيا در مصالحه جهالت كيل يا وزن يا ذرع عوضين يا احدهما مضر در صحّت آن است يا نه ؟
ج : نه مضر نيست بنا بر اقوى هر گاه مشاهد باشد يا معهود باشد فيما بين مصالحين خلاصه آن كه مجهول مطلق نباشد .
( 431 )
س 20 : آيا مصالحه نمودن منافع حيوان محلل را مثل ميش يا گاوميش در مدت معينه مثلًا شش ماه يا ده ماه به مقدار معينى از روغن يا شير يا پنير يا غير اينها از نقد يا جنس جايز است شرعاً يا نه ؟
ج : محذورى در آن نمىبينم و جايز است بلكه اقوى در نظر حقير صحّت
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 323
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣٢٣