تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
اجاره حيوانات است به جهت منافع آتيه از شير و پشم ونحو اينها . ( 432 ) س 21 : زيد مالى به ولد خود صلح نموده به شرط اين كه نعش او را بعد از فوت حمل به قم نمايد و بعد از فوت او را در بلد خود دفن نموده آيا ساير ورثه را نظر بعدم وفاى شرط خيار فسخ وتقسيم آن مال مىرسد وآيا هر گاه بعد از بيست سال ولد خواهد به جهت وفاى به شرط نبش قبر نموده او را حمل به قم نمايد جايز است ووفاى به شرط شده يا نه ؟ ج : ظاهر آن است كه ورثه را خيار فسخ مصالحه هست ومىتوانند مصالحه را فسخ كنند وتقسيم نمايند زيرا كه حقّ آن است كه هر گاه اجبار بر شرط ممكن باشد مشروط له مخير است ميان اجبار وفسخ و با عدم امكان اجبار او را اختيار فسخ است و در ما نحن فيه اجبار ممكن نيست زيرا كه ظاهر آن است كه مراد مصالح نقل نعش در اوقات بعد از موت به فاصله قريب است نه بعد از بيست سال بلكه در آن وقت آن را هم نعش نمىگويند واستخوان است پس نقل بعد از بيست سال فايده ندارد پس ورثه را مىرسد كه با وجود بقاى تركه مصالحه را فسخ و آن را تقسيم نمايند والله العالم . ( 433 ) س 22 : آيا جهل در مصالحه باعث بطلان مصالحه است يا نه بينوا توجروا ؟ ج : مخفى نماناد كه جهل در آن چه مصالحه بر آن واقع مىشود بر دو قسم است . يكى آن كه واقعاً وظاهراً مجهول باشد وتعيّن واقعى نداشته باشد مثل اين كه صلح كند قدرى از خانه خود را بدون تعيين آن قدر يا يك پارچه غير معيّن از پارچه هايى كه در حجره دارد . دوم آن كه واقعاً معيّن باشد امّا نزد متصالحين يا احدهما مجهول باشد مثل اين كه صلح كند پارچه را كه در صندوق است و غير آن يك پارچه نباشد يا نصف اموال خود را در صورتى كه ندانند مال چه قدر است پس اگر جهل در مصالحه از قبيل اوّل باشد صلح باطل است و اگر از قبيل ثانى باشد صحيح است و ظاهر
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 324 | ملا أحمد النراقي