تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
موجودى خود را از شيره و گندم و لوبيا وغيره به يك ولد صغير خود ، وهو ابراهيم ، و يك بنت صغيره ء خود وهى آمنه ، وزوجه ء همدانيه ء خود مصالحه نمايد به اين نهج كه نصف از ولد او ابراهيم باشد ، و نصف ديگر سوية از زوجه ء او وآمنه بنت او باشد ، و در ضمن العقد شرط نموده است كه پنج تومان ابراهيم و پنج تومان زوجه ء او وآمنه بنت او به خديجه بيگم بنت كبيره ء او از مصالح بدهند ، و صيغه ء مصالحه جارى شود ، ليكن چون مصالحه ء مرقومه به اولاد خود بوده ، همچنين دانسته اند كه در مصالحه ء به ذى رحم مال المصالحه شرط نيست ، به اين تقريب مصالحه ء مرقومه مال المصالحه ندارد ، وسواد مصالحه نامچه خدمت ملازمان فرستاده شده ، آيا شرعاً نظر به اين كه مصالحه ء مرقومه مال المصالحه ندارد هم چنان كه در سواد مصالحه نامچه به نظر شريف رسيده است ، مصالحه مرقومه صحيح است يا نه ؟ ج : بر صحّت مصالحه بدون مال المصالحه دليلى ندارم ، و اصل فساد است ، پس ظاهر فساد مصالحه ء مرقومه است . ( 427 ) س 16 : هر گاه شخصى أملاكى به اولاد خود مصالحه نمايد ، وجمعى از عدول شاهد بر اقرار او بر مصالحه باشند و آن شخص متوفى شود ، و ليكن در كاغذ مصالحه نامچه بدون مال المصالحه قلمى شده باشد ، ونويسنده ء كاغذ هم بگويد : من صيغه گفتم وچنان دانستم كه در مصالحه ء ذى رحم مانند هبه ، به عوض محتاج نيست ، و بدون مال المصالحه صيغه گفتم ، آيا در اين صورت حكم به فساد مصالحه مىشود يا صحّت آن ؟ ج : ظاهر آن است كه بعد از ثبوت اقرار او به مصالحه ء مطلقه به واسطه ء شهود ، بر اقرار خود مأخوذ باشد ، و از جهت اقرار حكم به صحّت مصالحه شود ، وعدم قيد مال المصالحه در مصالحه نامچه معارض شهادت شهود نمىشود ، و همچنين قول نويسنده ء كاغذ ، چه درست نبودن صيغه كه او گفته مستلزم عدم وقوع مصالحه بر وجه صحيح نيست ، يمكن كه به نحو صحيح نيز واقع شده باشد .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 322 | ملا أحمد النراقي