تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
اسم بكر مقرّر مىگردد . وعمرو مزبور مبلغ سى تومان وظيفه بكر و بيست تومان وظيفه زيد را جزو وظيفه خود كه مبلغ سى تومان است . . هشتاد تومان به اسم خود ثبت نموده و هر ساله چون هر يك دادنى وجه ديوانى داشته اند بنا بر اين بوده كه عمرو مزبور به دفتر خانه رفته وظائف را در وجه متوجهات هر يك با كتاب دفتر مجرى ومحسوب داشته و از مبلغ بيست تومان وظيفه زيد هر ساله مبلغ دوازده تومان و پنج هزار دينار ، به حساب زيد آورده و مبلغ هفت تومان و پنج هزار دينار وظيفه زيد را هر ساله در وجه متوجهات خود با كتاب دفتر محسوب داشته يا آن وجه را خود بازيافت نموده غرض بر حيله وتزوير هر ساله مبلغ هفت تومان و پنج هزار دينار وظيفه زيد را نداده و به زيد مىگفته كه مبلغ هفت تومان و پنج هزار دينار كه در فرمان به اسم تو كه زيد مىباشى اضافه وعلاوه مرقوم گرديده همان مبلغ هفت تومان و پنج هزار دينار است كه در دستور العمل ارباب توقع به اسم تو قرار داده شده غرض امر را بر زيد مشتبه نموده و چون زيد هر گز به دفتر نرفته و سر رشته در امور دفتر نداشته چنين دانسته كه سخن عمرو صدق است بعد به ظهور رسيده كه آن چه مىگفته و آن چه مىكرده خلاف واقع بوده و خيانت مىكرده ، و در مدت دوازده سال مرتكب اين عمل شده مبلغ نود تومان از وظيفه زيد در وجه متوجّهات خود محسوب يا آن كه از كتاب دفتر گرفته است . و هر گاه عمرو مرتكب اين عمل نشده بود مبلغ بيست تومان وظيفه زيد كفايت دادنى ديوان مىكرده ، باقى دار وجه ديوان نبوده ، و به جهت عمل عمرو مساوى مبلغ هفت تومان و پنج هزار دينار هر ساله زيد باقى دار ديوان شده مباشرين ديوان هر ساله مبلغ هفت تومان و پنج هزار دينار را از زيد گرفته اند وعمرو مزبور باعث شده كه چنين ضرر كلى وخسران به زيد برسد آيا عمرو مزبور بايد از عهده ضررى كه در ظرف مدت دوازده سال به زيد رسانيده بيرون آيد وشرعاً ضامن است يا نه ؟ حكم را صريحاً قلمى فرمايند كه مثاب ومأجور مىباشند ؟