خانه را مهر نمايد و پدر آن دختر كاغذى بنويسيد كه اگر چنانچه زوجه ات راضيه نشود مبلغ ده تومان دادنى باشى بعد از مراجعت پدر پسر به وطن زوجه اش به هيچ نوع راضيه نشود آيا يك دانگ خانه را زوجه پسر مالكه هست يا نه ؟ در صورتى كه مالكه نباشد پدر پسر ضامن وشغل الذمه آن ده تومان هست يا نه ؟
و ديگر شخصى فوت و آب واملاكى داشته باشد و چند اولاد ديگر از آنها كه عاقلتر باشند به يك نفر از آنها بگويد كه چون پدر قبل از آن قدرى ملك به تو داده بود ديگر چيزى از ملك توقع نداشته باشى او به اين عبارت در جواب [ گفته ] كه چه مىشود ندهيد آنها در آن موضع فيما بين خود قسمت نموده متصرف شوند بعد از مدتى او به قول نادم شود آيا راهى به جهت او هست يا نه ؟ بيّنوا وتوجروا اجركم على الله .
ج : امّا از مسأله اولى آن كه چون نفقه اولاد از قبيل امتاع است نه تمليك پس آن چه از نفقه او زايد آيد اگر چه به سبب قناعت كردن ولد باشد بر ملكيت پدر باقى است و تصرف ولد در آن بدون اذن پدر جايز نيست و اگر تصرف كند ضامن است و بايد به پدر برساند . اما كتابى كه خريده اگر به نيت خود خريده و بعد از خريدن آن پول زايد از نفقه را داده كتاب مال ولد است و پدر مستحق مطالبه وجه است و اگر عقد مبايعه بر عين همان وجه زايد از نفقه واقع شده يعنى گفته به همين وجه بخصوص مىخرم به جهت خود ، مبايعه فاسد است و ضامن وجه است از براى پدر .
وامّا از مسأله دوم زوجه پسر در صورت مفروضه مالك يك دانگ خانه مسطوره نمىشود و بر آن تسلَّطى ندارد و به مجرد نوشتن پدر دختر كه هر گاه زوجه راضى نشود ده تومان بر ذمه او [ باشد ] لازم نمىشود بلى اگر در ضمن عقد لازم شرط شده باشد كه با وجود عدم رضا ده تومان بدهد در اين صورت ده تومان بر ذمه پدر پسر لازم خواهد بود و اگر در ضمن عقد شرط نشده باشد پس اگر دختر يا ولى او مىدانستند كه مال پدر پسر نيست وباز او را تكليف به
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٨١