تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
ج : عملى را كه عمرو مزبور كرده است و هفت تومان و نيم وظيفه زيد را به پاى خود محسوب داشته اگر چيزى دستى نگرفته است و همه را از متوجهى خود حساب كرده است ومتوجهى خود را نداده است مشغول ذمه زيد نيست و ضامن نيست زيرا كه دفع ضررى را از خود كرده ، گو به اين جهت ضررى از جانب سلطان به غير رسيده و ليكن او مباشر ضرر نيست و مثل اين است كه شخصى به راهى برود و در بين راه راهزنى باشد كه قرار او اين باشد كه زيد را برهنه نكند ، عمرو اين مطلب را فهميده از آنجا بگذرد و بگويد من زيد هستم و از دست راهزن به سلامت در رود وزيد بيايد و چون اين مطلب را نمىداند هيچ نمىگويد وبرهنه شود در اين صورت غرامتى بر عمرو نيست . خلاصه آن كه هر سبب ضررى ضامن نيست و اگر عمرو هفت تومان و نيم را دستى گرفته باشد پس اگر از متوجهى زيد گرفته باشد مشغول ذمه او است و ضامن است و بايد رد كند و همچنين اگر از خزانه عامره گرفته باشد حكم به حرمت آن نمىشود ( كذا ( پول وجوه نيز در آنجا يافت مىشود و چون مالك آن به قصد زيد داده وعمرو ربوده است بايد رد كند و اگر از ميان ولايت گرفته است شغل ذمّه اهل ولايت است و چون محصور نيستند حكم مال مجهول المالك دارد و بايد به اذن نايب عامّ امام به فقرا برسد و اگر شخص معين ديگر گرفته شغل ذمه همان شخص است والله سبحانه هو العالم بحقائق احكامه . ( 400 ) س 27 : بيان فرمايند علماء اماميه وفقهاء مذهب اثنا عشريه دامت فيوضهم در اين مسأله شرعيه ، كه هر گاه زيد اعيان چند را به عنوان مبايعه به عمرو بفروشد به ثمن مبلغ معين مشخّص و بعضى از آن اعيان معلوم ومشاهد باشد و بعضى ديگر مجهول العين و مجهول الوصف و غير مشاهد ، و در حين اجراى صيغه چنان نبوده كه بعضى از اعيان معلومه ومجهوله مقصود بالذات يا بالتبع بوده باشد بلكه همه متساوى در قصد بوده باشد آيا در اين صورت مبايعه مزبور