تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
اصداق آن كردند واو گفت مال غير است وشايد راضى نباشد ، بر او تسلطى ندارد مطلقا و اگر دختر يا ولى او نمىدانستند كه مال غير است و پدر پسر داخل صداق كرد بايد از عهده قيمت آن به جهت دختر برآيد . و اما از مسأله سوم آن كه مجرد گفتن آن وارث ديگر كه چه مىشود ندهيد حصّه او از املاك از ملكيت او خارج نمىشود و اثرى بر اين كلام مترتب نمىشود مگر اين كه به وجهى از وجوه ناقله شرعيه از بيع يا هبه يا صلح حصه او منتقل به ديگران شود بلى اگر بعد از گفتن اين عبارت ساير وراث در حضور آن وارث و به اذن صريح املاك را قسمت نمايند و بعد از تقسيم به اذن آن وارث صيغه ناقله از صلح و مثل آن بر جميع خصوص ( حصص ) وارد شود او را تسلطى نخواهد بود . والله العالم ( 399 ) س 26 : بيان فرمايند كه هر گاه سلطان عصر حسب الفرمان لازم الاتباع آفتاب شعاع مقرر فرمايند كه هر ساله حاكم و صاحب اختيار محلَّى مبلغ معينى را به اشخاص چند از ارباب توقع به ايشان برسانند و مبلغ هفت تومان و پنج هزار دينار از وجه به جهت زيد مسطور داشته شده باشد و در دستور العمل هم ثبت شده هر ساله زيد در وجه متوجهات ( ماليات ( ديوانى خود با كتاب دفتر خانه مباركه مجرى ومحسوب مىداشته است بعد از زمانى فرمان وظيفه مبلغ دوازده تومان و پنج هزار دينار رايج خزانه هم شرف اصدار [ يافته ] كه حاكم و صاحب اختيار آن محل مبلغ مزبور را به زيد مرحمت نمايد . بعد از چند مدت ديگر باز حسب الفرمان مطاع مبلغ پنج ( هفت ( تومان و پنج هزار وظيفه زيد كه مبلغ دوازده تومان و پنج هزار دينار بوده از سابق علاوه واضافه مىشد و در همان فرمان در ذيل اسم زيد مرقوم مىگردد كه وظيفه سابق زيد مبلغ دوازده تومان و پنج هزار دينار ، واضافه سنه يوتئيل . . هفت تومان و پنج هزار دينار كه از دو بابت مبلغ بيست تومان رايج خزانه اند وفرمان مذكور مشترك بوده و به همان فرمان مبلغ سى تومان وظيفه مستمرى به اسم عمرو و مبلغ سى تومان به