تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
جهت آن كه غبن در مبايعه نيست ، و به همان قيمت كه ملك را فروخته قيمت سوقيّه است ونهايت قيمتش است ، اگر مال الغبن را ندهم غبن نخواهى داشت ، در صورت مسطوره مشترى را مىرسد كه مال غبن را ندهد تا بايع غبن خود را ثابت كند به شهادت اهل خبره و مال الغبن معيّن را گرفته باشد ، يا آن كه به محض صلح نمودن غبن را به مشترى بايد مال الغبن را بگيرد هر چند غبن در مبايعه نباشد ؟ و ديگر عرض مىشود كه زيد معاوضه نموده است ملكى را به عمرو در عوض ملك ديگر ، به اين معنى كه ملكى را داده و در عوض ملك ديگر گرفته ، و هر يك در ملك مسطوره تصرّف نموده ، و صيغه ء عربى خوانده نشده است ، بلكه محض معاوضه به لسان فارسى بوده است ، نه به طور بيع شرط ، و نه به صيغه ء مصالحه ، الحال منازعه ء فيما بين به هم رسيده است ، آيا اين معاوضه صورت دارد ومعاوضه از عقود لازمه است وشرعيّت دارد يا نه ؟ حكم آن را بيان فرماييد . ج : هر گاه ادّعاى غبن را صلح نموده بايد مال المصالحه دعواى غبن داده شود ، ولزوم آن توقّف بر ثبوت غبن ندارد ، و اگر حقّى كه به جهت مغبونيّت داشته صلح نموده باشد در اين صورت صحّت مصالحه موقوف بر تحقّق غبنيّت است فى الواقع ، پس اگر فى الواقع غبنى نباشد صلح فاسد است و ليكن متعارف آن است كه دعواى غبن را صلح مىنمايند ، نه حقّ ثابت به جهت مغبونيّت را . وامّا مسأله ء دوم : پس خود معاوضه عقد برأسه نيست ، و اگر به طريق بيع يا مصالحه نباشد بى صورت است ، بلى اگر به طريق بيع يا مصالحه باشد صحيح خواهد بود . ( 397 ) س 24 : چون رأى سركار چنان است كه مبايعه كه به وجه حرام مىشود مبيع حلال است ، و حرام بودن ثمن باعث حرام بودن مبيع نمىشود ، لهذا همان صورتى كه اتّفاق مىافتد استفتاء مىشود ، بفرماييد كه صندوق دارى كه ابواب
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 279 | ملا أحمد النراقي