انسان و دين او از چيزهاييست كه انسان براى به پا داشتن و استحكامش به او توجه دارد .
حَنِيفاً
: مائل به همان يگانه پرستى و توحيد پروردگار باش .
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
: خلقت و خواسته خداوند دين و اسلام و يكتا پرستى است كه جهانيان را بر اساس آن خلق فرموده تا بسوى او رفته و خدا - پرست باشند چنان كه در آيهء شريفه گويد
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
و پيامبر اسلام ( ص ) فرمود « هر فرزندى در اصل خلقت بر اساس يكتا پرستى خلق شده و اگر آن را به حال خود بگذارند مسلمان و ايمان به خدا خواهد داشت - و تنها ريشه خانواده از پدر و مادر است كه او را بمسلك يهود يا مسيحى يا مجوس مىكشاند .
و از ابى مسلم نقل شده كه معناى آيه اينست : پيروى كن از دين به آنچه « فطرت خدا » ترا به او راهنمايى مىكند ، زيرا خداوند موجودات را به نحوى آفريده و تركيب و صورت بندى نموده كه بر وجود صانعى توانا و دانا وحى و قيوم و قديم و يگانهاى كه به هيچ چيز شبيه نبوده و چيزى همانند او نيست ، دلالت دارد .
لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
: تغييرى در خلقت پروردگار نبوده و آنچه را اراده فرموده از توحيد و عدل و خلوص عبادت براى پروردگار جهان همان خواهد شد چنان كه از « ضحاك و مجاهد و قتاده و سعيد بن جبير و ابراهيم و ابن زيد » نقل شده و گفتهاند كه بنا بر اين ( لا ) بمعنى نهى بوده يعنى شما نبايد جامعه را از مسير اولى اصلى خود كه خدا پرستى است بسوى شرك منحرف سازيد . از ابن عباس و عكرمه نقل شده كه مراد منع از أخته نمودن غلامان است . و از ابى مسلم روايت شده كه مقصود از فطرت نظام خلقت است كه تمام موجودات و صنايع حكيمانهء پروردگار دلالت بر توحيد او نموده و احدى جلو اين فطرت را نتواند بگيرد .
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
: و آن خدا پرستى تنها دين استوار و مستقيمى است كه واجب الاتباع مىباشد .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
: لكن بيشتر مردم آگاهى به آن نداشته و به صحت آن معترف نمىباشند زيرا در آن فكر نكرده و چشم پوشى نمودهاند .