توحيد پروردگار را .
لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
: براى ملتى كه ميانديشند .
سپس خداوند وضع مشركين را كه تابع هواهاى نفسانى شده و خود را سرگرم بتها نمودهاند ، تذكر داده است .
بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ
: بلكه افرادى كه ظلم بنفسهاى خويش نموده و به خداوند هستى شرك ورزيدند ، متابعت از هواهاى نفس خود نمودهاند .
بِغَيْرِ عِلْمٍ
: بى آنكه بدانند دستورى از خداوند آمده باشد .
فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ
: پس كيست كه ببهشت و پاداش آخرت هدايت كند كسى را كه خدا او را - بر اثر انحرافات عمل خودش - از آن همه ثواب گمراه نموده و دور داشته است و اين تفسير از « جبائى » نقل شده و بعضى مقصود را چنين شرح دادهاند كه كسى كه خود را از خداوند منحرف نموده و دور داشته است با آن همه دلائل روشن بر توحيد پروردگار ، پس اين شخص را چه كسى ميتواند هدايت كند . و در اينجا « اضل » بمعنى « ضل » آمده است نظير كلام شاعر كه ميگويد :
هبونى امرءاً منكم اضل بعيره * له ذمة ان الذمام كثير
ببخشيد به من مردى را كه شترش گم شده و ديوانهوار در جستجوى او است و بدوش او مسئوليت حفظ شتر افتاده اگر اشتباهى كرده او را به من ببخشيد البته مسئوليتها بسيار است . در اينجا ( اضل ) گفته و مقصود ( ضل ) بمعنى گم شدن است .
وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ
: و نيست براى آنان يارانى تا يارى كند و عذاب خدا را از ايشان دور بدارد .
سپس خداوند بپيامبر ( ص ) خطاب فرموده و مقصودش تمام مكلفيناند .
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ
: پس استوار گردان تصميم اعتقاد خود را براى دين ( ايمان به خدا ) و مقصود استقامت و استوارى در آن است ولى از سعيد بن جبير نقل شده كه گفت :
يعنى دين خود را خالص بدار و بعضى ديگر گفتهاند : مقصود اينكه عمل خويش را براى خداوند استوار بدار . زيرا وجه به معناى چيزيست كه انسان به او توجه مىكند و عمل