تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
از جملهء راست گويانم در آن چه كه نسبت دادم اين زن را به آن چيز كه زنا باشد يا در اين كه اين ولد از من نيست اگر نفى ولد باشد . و ممكن است كه باء قسم باشد ( 1 ) كه در تقدير « اشهد حالفا با لله » باشد يعنى گواهى مىدهم در حالتى كه قسم ياد كننده‌ام به خدا ، لكن در اين صورت بايد انّ به فتح همزه باشد زيرا كه با كسر همزه صالح مفعوليّت اشهد نيست و لام نيز در صورت فتح همزه غلط است زيرا كه لام بر خبر انّ به كسر همزه داخل مىشود نه بر خبر انّ به فتح همزه بلكه محتاج به تقدير باء نيز مىشود زيرا كه شهادت به معنى گواهى متعدّى به باى مىشود و اشهد ان لا إله الَّا الله نيز به تقدير باء و ضمير شأن اسم آن مخفّفه از مثقّله است پس معنى اوّل ارجح است و گويا سرّ عدول از أحلف به أشهد اشعار است به اين كه گويا در حضور خداوند قسم ياد مىنمايد و يا اين كه مشهود به را ( 2 ) مشاهده كرده است . مجملا بعد از چهار مرتبه مستحب است كه مجتهد او را موعظه كند و از
شرح
( 1 ) اين از جهت تضمين [ ظاهر لفظ در هر دو نسخه تضمين بود ولى احتمال دارد كه تخمين به معنى احتمال باشد مصحّح ] است و تركيبى كه مصنّف در اين وجه ذكر مىكند ظاهرا صحيح نباشد از براى اين كه اين مسأله از جملهء توقيفيّات است و آن چه از شارع رسيده و نصّ قرآن كريم به قرار وجه اوّل است و فتح أنّ و تغيير معنى و حذف لام تأكيد خلاف مقرّر شرعى است و در كفايت آن اشكال دارد . شرح ( 2 ) قوله و يا اين كه مشهود به را الخ ، لفظ يا اين كه مطلب اوّل و ثانى را ناقص مىكند و بهتر اين است كه گفته شود كه تعبير با لفظ أشهد از جهت اشعار به اين است كه خداوند شاهد اين مطلب است كه حقّ است و من اين عمل را مشاهده كرده‌ام و اگر به جاى يا اين كه ، اين كه گفته شود باز صورت نوعيّه پيدا مىنمايد . شرح
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 360 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى