تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
لعن كردن خداوند ( 1 ) او را بترساند پس اگر رجوع كرد حدّ قذف بزند و إلَّا حكم كند كه بگويد : « انّ لعنة الله علىّ ان كنت من الكاذبين » . يعنى : لعنت خدا بر من باشد كه اگر من از دروغ گويان در نسبت زنا به اين زن باشم پس از حدّ خلاص مىشود پس حاكم زن را تكليف به لعان مىكند ، پس اگر اقدام نكرد حدّ زنا مىزند و اگر اقدام كرد مىگويد كه چهار دفعه ( 2 ) بگو : « اشهد با لله انّه لمن الكاذبين فيما قذفنى به » . يعنى : قسم به خدا كه به درستى كه اين مرد از جملهء دروغ گويان است در آن چه نسبت داده است به من از زنا . پس حاكم او را وعظ و تخويف از غضب خدا مىنمايد پس اگر رجوع كرد حدّ زنا بر او جارى مىنمايد و الَّا مىگويد كه بگو : انّ غضب الله علىّ ان كان من الصّادقين » . يعنى : به درستى كه غضب خدا بر من باشد ( 3 ) كه اگر اين مرد بوده باشد از جملهء راست گويان در نسبت زنا به من . و در نفى ولد مناسب او شهادت و لعن و غضب را اداء مىنمايند و عربيّت
شرح
( 1 ) بهترى اينست كه بگويد : و از لعنت خداوند او را بترساند . و مراد از لعنت كردن خداوند شخصى را دور كردن او است از رحمت خود زيرا كه لعن در لغت بمعنى طرد و ابعاد است و مراد در همه جا از لعنت خدا دور كردن آن شخص است از خود و از رحمت خود . يقال لعنه الله‌اى طرده عن جنابه و بعّده عن رحمته و رضوانه . شرح ( 2 ) اعتبار چهار دفعه در اين شهادت از جهت اين است كه چون در زنا چهار شاهد لازم است و نفى ولد هم در حكم قذف به زنا است و چهار شاهد در اين جا ممكن نيست اين چهار شهادت بر لعن ، بدل چهار شاهد قرار داده شده است . شرح ( 3 ) معنى بر من ثابت است هم صحيح است . شرح
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 361 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى