يا بگويد : « أعتقتك قربة إلى الله » .
يعنى : آزاد كردم تو را به جهت امتثال امر خداوند . يازدهم از ايقاعات : تدبير است .
و آن عتق مولى است مملوك خود را بعد از موت خود . و صيغهء وى [ آن ] اين است كه بگويد : « أنت حرّ بعد وفاتى قربة إلى الله » .
يعنى : تو آزادى بعد از وفات من به جهت امتثال امر خداوند .
و لكن در اشتراط نيّت قربت ( 1 ) خلاف است ، أحوط اشتراط است پس او باقى است بر ملكيّت تا بعد از وفات مولى كه از ثلث مال او محسوب مىشود ( 2 ) پس اگر مالى به جز او نداشته باشد ، تجهيز و دين مقدّم است بر
شرح
بسوى خداوند اگر چه اين تقرّب حاصل نخواهد شد مگر از جهت امر و لكن قربة إلى الله بمعنى امتثال امر نيست اگر چه ديگران هم گفتهاند . شرح
( 1 ) يعنى در صورت وصيّت به عتق بعد از وفات و أظهر عدم اشتراط است بلكه در مطلق عتق هم نيّت قربت لازم ندارد اين تصرّفى است كه شخص در ملك خود مىكند ( مىنمايد خ ل ) مثل اينست كه مالى به ديگرى مىبخشد بلى اگر بخواهد كه ثواب ببرد نمىشود مگر با نيّت قربت و همچنين است اگر عتق مأمور به بوده باشد وجوبا يا ندبا بخصوصه از جهت كفّاره و غير ذلك كه در آنجا هم نيت قربت لازم است . فتأمّل . شرح
( 2 ) يعنى بمجرّد موت آن كس آزاد مىشود و از ثلث مال او محسوب مىشود و آيا بعد از موت آن شخص معيّن صيغه عتق لازم است كه ورثه بخوانند يا نه و ظاهر اينست كه در صورت تعبير به قرار مزبور لازم نيست . بلى اگر بگويد كه اين عبد را بعد از وفات من آزاد كنيد ظاهر اينست كه صيغه عتق از ورثه لازم بوده باشد . شرح