تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
با قدرت شرط است ( 1 ) و با عجز به هر زبان جايز است و توكيل جايز نيست .
به جهت اين كه يمين است . و همين كه لعان تمام شد ، چهار حكم بر وى مترتّب مىشود : زوال نكاح و اين زوال ، فسخ ( 2 ) است نه طلاق . و حرمت مؤبّده . و سقوط حدّ از هر دو . و انتفاء ولد از مرد نه از زن . دهم از ايقاعات : عتق ( 3 ) است . كه به معنى ازالهء رقيّت است ( 4 ) با نيّت قربت و صيغهء وى اين است كه مالك بگويد : « أنت حرّ لوجه الله » . يعنى : تو آزادى به علَّت تقرّب من به ذات خداوند . ( 5 )
شرح
( 1 ) بدان كه ظاهر اينست كه عربيّت لازم نيست اگر چه بعضى گفته‌اند و اگر ترجمه را در [ بر ] طبق عربى بگويند ظاهر كافى است اگر چه قدرت بر عربى هم داشته باشد و لكن أحوط عربى است . شرح ( 2 ) بهتر آن كه انفساخ گفته شود نه فسخ كما لا يخفى . شرح ( 3 ) بدان كه عتق در اصل بمعنى آزاد كردن است و خلاص نمودن چيزى است از قيد و عتق عبد كنايه از ازاله رقّيّت او است كه گويا رقّيّت قيدى است در گردن او در وقتى كه اين آزاد باشد ، اين قيد از او برداشته مىشود . شرح ( 4 ) اگر چه از اين معنا فعل مجرّد استعمال نشده است و لكن عتيق بمعنى معتق بوده است . شرح ( 5 ) قوله به علَّت تقرب من به ذات خداوند آه ، اين تعبير ركيك است اوّلا بايد لفظ علَّت گفته نشود و عوض آن لفظ براى يا جهت گفته شود مقيّد به حصول و ثانيا لفظ ذات گفته نشود كه موهم خلاف مقصود است ، بايد گفته شود براى حصول تقرّب بسوى خدا يعنى جهت حصول قرب به درگاه او يا رضوان او و نحو ذلك و قوله به جهت امتثال امر خداوند اين را هم بهتر اين است كه بگويد جهت حصول قرب به درگاه
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 362 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى