تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
حيثيّت زوجيّت باشد نه از حيثيّات ديگر مثل فقر زوج و عجز وى از حفظ خود و عيال و مال خود و ارادهء بردن زوجه از وطن به غربت و مانند اينها . زيرا كه اصل تشريع خلع ، قضيّهء حبيبه زوجهء ثابت بن قيس بن شماس است ( 1 ) كه به انحاء مختلفه روايت شده و در بعضى دختر عبد الله بن ابى ذرّ و در بعضى ديگر ، دختر سهل است كه به خدمت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله رفت و عرض كرد كه من با ثابت هر گز نخواهم ماند و سر مرا با او ، بالشى جمع نخواهد كرد قسم به خدا كه عيب نمىكنم او را بر دين و خلق او . بلكه ناخوش دارم از كفر بعد از اسلام ( 2 ) . و از راه بغض او را وصف به بدى نمىكنم ، ( 3 ) بلكه روزى دامن خيمه را بلند كردم ديدم كه او روى به خيمه
شرح
مسلم بر صحّت تفتيش لازم نباشد ، يا اين كه كراهت محل خوف محقّق باشد و در غير آن بايد تفتيش كرد و الله أعلم . شرح ( 1 ) كه او ثابت را ناخوش مىداشت و لكن ثابت به او محبّت داشت . شرح ( 2 ) يعنى خوشم نمىآيد از كفر بعد از اسلام . شرح ( 3 ) قوله بلكه ناخوش دارم از كفر بعد از اسلام آه ، عبارت زن در اين فقره اين است : و الله ما أعيب عليه فى دين و لا خلق و لكن أكره الكفر في الإسلام ما اطيقه [ أصفه صحيح است چنان كه در جواهر الكلام جلد 33 / 3 متن خبر را آورده و آن را به دختر عبد الله بن أبيّ نسبت داده است - مصحّح ] بغضا إنّي يوما رفعت جانب الخباء فرأيته أقبل في عدّة إلى آخر و معنى فقره شايد اين باشد كه اگر من در زوجيّت او بمانم با او مخالفت خواهم كرد از نشوز و عدم طاعت و ارتباط به غير او و اين ارتكاب معاصى كفر است در توى اسلام ، يا مقصودش اين باشد كه اگر مرا به تنگ بگيريد و خلاصى نكنيد بايد من باب الضروره برگردم بكفر اوّلى خود و ملحق به كفّار بشوم در عين اسلام ، يا بعد از اسلام يا در زمان شوكت اسلام كه سائر كفّار مسلم مىشوند و منحصر كردن [ فرمودن خ ل ] پيغمبر صلى الله عليه و آله عوض را به حديقه كه حقّ