مىيابد . پس هر يك در مقامى گفته مىشود . مقام اوّل در صيغهء طلاق رجعى است .
و آن ( 1 ) بر چند قسم است امّا اجماعى و مذكور در چندين حديث اين است كه زوج گويد : « زوجتي زينب طالق » .
يعنى : زوجهء من زينب رها است از قيد نكاح من .
و به عوض زوجتي هى و هذه نيز جايز است ( 2 ) بلكه اسقاط وى [ آن ] و اكتفاء به « زينب طالق » و اسقاط هر دو و اكتفاء به « أنت طالق » نيز جايز است .
و اگر وكيل باشد بگويد : زينب زوجة موكَّلى احمد طالق » .
يعنى : زينب زوجهء موكَّل من احمد ، رها است از قيد نكاح وى .
شرح
بذل كه از عقود است لازم نمىدارد كه اصل مشتمل كه از جمله ايقاعات است از ذات خود در برود و داخل غير جنس خود شود . و اگر اشتمال بر جنبه عقديّت و ايقاعيت ملحوظ شود بايد من باب المركب من الداخل و الخارج ، خارج من الداخل و الخارج بوده باشد كه به هيچ يك از عقد و ايقاع محسوب نشوند فتأمّل .
شرح .
( 1 ) يعنى اصل صيغه طلاق با وجوه مختلفه تصوير كرده مىشود كه بعضى مجمع على صحّته است مثلا و بعضى مختلف فيه در تأثير امّا قسم اجماعى التأثير و الصحّة كه در چند اخبار هم وارد است آنست كه مصنّف اوّلا ذكر كرده است . شرح
( 2 ) با افزودن زينب كه بگويد : هى زينب يا هذه زينب بدل زوجتي زينب و طالق را ضمّ بكند . و اسقاط هي و هذه جايز است كه تنها زينب طالق گفته شود و اسقاط زينب كه هي او هذه طالق گفته شود و اسقاط هر دو يعنى اسقاط هى و هذه و اسقاط زينب كه در جاى اينها أنت طالق گفته شود هم جايز است . شرح