تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
از غير مىشود . و عمرى عبارت است از عقدى ( 1 ) كه نقل نمايد انتفاعات عينى از اعيان را به شخصى يا به اشخاص مخصوصه مثل عاريّه در مدّت عمر مالك يا آن شخص يا اجنبى . پس سكنى مختصّ است به مساكن و عمرى مختصّ نيست بلكه هر چيزى كه قابل وقف و حبس بود ، قابل عمرى نيز هست و رقبى نيز مثل عمرى است در احكام و فرقى كه هست اين است كه عمرى مختصّ است به مدّت عمر و رقبى به معنى ترقّب يعنى انتظار مدّتى است ( 2 ) چه مدّت عمر باشد و يا كمتر ( 3 ) اگر چه يك ساعت باشد . و اشهر هم چنان كه در تذكره نيز فرموده اين است كه هر سه عقد لازم است امّا نه قبل از قبض ، بلكه بعد از قبض ( 4 ) بلكه قول به اين كه اينها عقد
شرح
( 1 ) قوله - و عمرى عبارت است آه ، اگر مراد مصنّف از انتفاعات منتفع بها بوده باشد مثل ساكن شدن و نحو آن ، همان ايراد كه در تعريف سكنى مذكور شد در اين جا هم وارد خواهد شد و اگر مراد نفس انتفاعات بوده باشد صحيح است شرح ( 2 ) اين درست نيست بلكه رقبى اسم مصدر است از ترقب بر معناى مذكور ، نه اين كه خودش به معنى ترقّب است . شرح ( 3 ) و لكن غالبا رقبى در مقام انتظار مدّت محصوره استعمال مىشود . شرح ( 4 ) يعنى قبض در اين جا شرط لزوم است بر خلاف قبض در هبه و وقف كه قبض در آنها على المشهور شرط صحت هستند ، اگر چه قول نادر است كه قبض در آنها هم شرط لزوم هستند . و مىشود كه اين عقود را عقود جائزه گرفت به اعتبار ما قبل قبض و عقود لازمه گرفت به اعتبار ما بعد قبض و چون مناط در حكم به لزوم و جواز عقود حالت اجتماع جميع شرايط و اركان است ، لهذا اين عقود بايد از جمله عقود لازمه شمرده شود خصوص به ملاحظه قوله تعالى * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 307 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى