يعنى : نقل كردم به تو در مدّتى منافع اين عمارت را ( 1 ) كه آن مدّت يك سال است ، به جهت امتثال امر خداوند .
پس مرقب گويد : « قبلت رقبى هذه الدّار سنة » .
يعنى : قبول كردم در مدّتى ، منافع اين عمارت را از تو و آن مدّت يك سال است .
و دانسته شد كه عمرى و رقبى تعلَّق مىگيرند به هر عينى كه وقف تعلَّق مىگرفت پس به عوض دار ، ارض از براى زراعت و اسب از براى سوار شدن و غلام و كنيز از براى خدمت كردن . و مانند اينها نيز جايز است ( 2 ) .
و هر يك از اين سه صيغه كه خوانده شد ، نقل منفعت مذكوره در وى [ آن ] به مخاطب مىشود و لكن متزلزل است كه از براى مالك هست كه فسخ كند تا اين كه مالك اقباض ( 3 ) و مخاطب قبض نمايد و به مجرّد قبض ، لازم مىشود ، كه ديگر فسخ جايز نيست تا به انقضاء آن ( 4 ) مدّتى كه
شرح
( 1 ) يعنى تمام منافع اين عمارت را و اين در صورتى است كه مطلق ذكر كرده شود و إلَّا جائز است كه حيثيّت منفعت مخصوصه مأخوذ كرده شود و تنها همان ذكر شود .
شرح
( 2 ) ذكر كردن اسب و غلام و كنيز و نحو آنها در وقف به معنى اصلى خود اشكال دارد بنا بر آن تقريبى كه سابقا اشاره شد ، مگر اين كه وقف مجازى مراد بوده باشد كه كنايه از حبس است ، لكن ظاهرا اشكال نكردهاند جهت اين كه اعتبار عدم انقراض را تنها در طرف موقوف عليهم فرض كردهاند فتأمّل . شرح
( 3 ) چنانچه اشاره شد . شرح چنانچه مالك إقباض . شرح
( 4 ) اگر مدّت مذكور شده و لكن مدّت مطلقا در همه آنها است اگر چه ضمنى بوده باشد . شرح