تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مطلق ( 1 ) هميشه مىتواند رجوع كند و در موقّت تا مدّت تمام نشود ، رجوع جايز نيست و حبس در جميع احكام مثل وقف است .
بدان كه سكنى و عمرى و رقبى ( 2 ) . هر سه از عقود لازمه است و مقتضاى ترتيب ذكر آنها بود در باب اوّل ( 3 ) و لكن چون اجماع فقهاء بر ذكر آنها با وقف و حبس بود به جهت اشتراك با آنها در جملهء [ اى ] از احكام ، لهذا در اين باب ذكر مىشود . و در تفسير اينها فقهاى عامّه و خاصّه را اختلافاتى است و لكن ظاهر اين است كه مقصود يكى و آن اين است كه : سكنى عبارت است از عقدى كه نقل نمايد ( 4 ) ساكن شدن در مسكنى از خانه و حجره و مانند اينها از مساكن را به شخص يا به اشخاص مخصوصه مثل عاريّه كه عين بر مملوكيّت مالك باقى و منفعت آن
شرح
وقف مطلق خواهد شد و اگر محلّ ، محل حبس باشد اطلاق و تقييد با گفتن لفظ حبست هر دو صحيح است و اگر محلّ ، محل وقف است و بخواهد با لفظ حبست بگويد و قصد حبس كند بايد قرينه بياورد جهت تعيين مدّت و إلَّا از جهت دوام موقوف و موقوف عليهم راجع بر وقف خواهد شد فتأمّل و در اينجا تفاصيل و اشكالات دارد . شرح ( 1 ) يعنى حبس مطلق . شرح ( 2 ) اينها يا مصدر هستند بر وزن رجعى يا اسم مصدر از اسكان و اعمار و ارقاب و ثانى أظهر است ، بعد از آن اسم شمرده‌اند بر عقود مزبوره كه سبب و مفيد اين منافع هستند . شرح ( 3 ) يعنى در باب عقود . شرح ( 4 ) لا يخفى كه عقد سكنى نقل مىنمايد منفعت سكنى را نه خود ساكن شدن را ، يعنى منفعت ساكن شدن را مثلا نقل مىكند نه نفس ساكن شدن شخص را . شرح