ايجاب مذكور پسر بزرگ واقف بود . پس او فورا بگويد : « قبلت الوقف على أولادك ثمّ على اولاد أولادك و هكذا ما تعاقبوا و تناسلوا إلى ان يرث الله الارض و التّولية لي ثمّ لأكبر ذكور الاولاد بعدى ( 1 ) في كلّ طبقة و ثوابه لوالديك » .
يعنى : قبول كردم وقف را بر اولاد تو و بعد از ايشان ، بر اولاد اولاد تو و همچنين هر طبقه بعد از طبقه ، مادامى كه متعاقب هم بوجود آيند و نسل بهم رسانند تا اين كه خداوند عالم زمين را به ارث ببرد و توليت را از براى خودم و بعد از من از براى اكبر اولاد ذكور در هر طبقه . و ثواب او [ آن ] از براى والدين تست . ( 2 )
شرح
( 1 ) و الأولى لأكبر ذكور أولادك بعدى . شرح
( 2 ) در اينجا فهميده مىشود كه شاهد غرض از لفظ و ثوابه إلى الوالدين در صيغه هاى سابقه هم مبتدا و خبر بوده باشد و آن هم ممكن است و لكن ظاهر كلاماش در صيغه هاى سابقه عطف بر ما سبق بوده و در اينجا چون قبلت ثوابه لوالديك را ركيك شمرده ، لهذا در اينجا ترجمه را به نحوى فرمودهاند كه مشعر بمعنى مبتدا و خبرى است و در اينجا كه بلا كلام معنى مبتدا و خبر بهتر است و در صيغه هاى سابقه هم كذلك اگر عبارت را و جعلت ثوابه لوالديّ نكند و مراد از وارث بودن خداوند بر زمين و إرث بردن او را ، اين است كه مردم همه بميرند و منقرض شوند و نماند مالك صورى و حقيقى براى زمين مگر خداوند عالم ، كه گويا خداوند وارث من لا وارث له است و از آن جهت پيغمبر و امام عليهم السلام همچنين هستند و زمين و ساير اوضاع دنيا كه مردم مىميرند و مىماند گويا خداوند آنها را از مردم ارث مىبرد . و خداوند مولاى كل عباد است بعد از آن كه بنده و مملوك بميرد و وارث على حده نداشته باشد مولى وارث او مىشود . على بعض الوجوه و شاعر گفته :بالباعث الوارث الاموات قد ضمنت
إيّاهم الارض فى دهر الدهارير .شرح