و صيغهء وقف خاصّى كه آن امور داشته باشد ، اين است كه بگويد :
« وقفت هذه القرية على اولادى ثمّ على اولاد اولادى و هكذا ما تعاقبوا و تناسلوا ( 1 ) إلى ان يرث الله الأرض . و فوّضت توليتها إلى اكبر اولاد ذكورى ( 2 ) في كلّ طبقة و ثوابه إلى الوالدين قربة إلى الله » .
يعنى : وقف كردم اين ده را بر اولادم و بعد از ايشان بر اولاد اولادم و همچنين طبقهء بعد از طبقه مادامى كه متعاقب هم بوجود بيايند و نسل بهم رسانند تا اين كه خداوند خود زمين را ارث ببرد و تفويض كردم توليت قريه را بسوى بزرگترين اولاد ذكورم در هر طبقه و ثواب وقف را به سوى والدين به جهت امتثال امر حضرت إله .
و در اين قسم ( 3 ) قبول شرط است و قبول وى [ آن ] با متولَّى است كه در
شرح
( 1 ) قوله : ما تعاقبوا و تناسلوا آه ، اى ما داموا كانوا متعاقبين و متناسلين اى يجيئون نسلا بعد نسل . و تعاقب هم در اين جا بمعنى تناسل است و قول مصنّف مادامى كه متعاقب هم بوجود آيند موهم خلاف مقصود است ، بايد گفته شود مادامى كه نسلا بعد نسل و عقبا بعد عقب مىآيند و نحو آن يعنى مادامى كه منقرض نشدهاند و هستند و اين عدم انقراض على ظاهر الحال موجود است و وقف صحيح است و اگر اتّفاق افتاد انقراض حال گرديد آيا وقف كما كان مىماند و منافع آن را بر فقراء صرف مىكنند ، يا مصارف مقرّره وقف يا خود عين وقف را صرف بر فقراء مىكنند و يا بر مصارف وقف يا راجع بر ورثة ميّت در حال وقف يا حال انقراض مىشود يا غير ذلك اشكال است . شرح
( 2 ) اين از حيثيّت عربيت غلط است بايد إلى اكبر اولادى الذكور گفته شود كما لا يخفى و كلام در لفظ و ثوابه إلى الوالدين به قرارى است كه در صيغهء اوّلى ذكر شد فراجع .
شرح
( 3 ) يعنى وقف خاص كه در اينجا وقف اولاد است و آنها هم محصور هستند . شرح