عينى كه خمس و مال امام ( ع ) تعلَّق گرفته ، ردّ كرد و اگر عين تلف شده باشد ، قيمتش را [ ردّ كند ] و همچنين است مظالم كه اگر عين وى باقى است ، بايد همان عين را از جانب مالكش تصدّق نمايد . و اگر عيناش تلف شده باشد ، قيمت يوم التلف را از نقدين كه طلا و نقره مسكوك است ، ضامن است و از غير نقدين نمىتواند ردّ كند مگر با مستحقّى مصالحه نمايد .
و خمس و مال امام ( ع ) نيز چنين است . دويّم از ايقاعات ابراء است .
و معنى وى [ آن ] بريء كردن شخصى است ذمّه شخص ديگرى را از حقّى كه بر او دارد چه حقّ مالى ، مثل دين و مانند اين [ آن ] ، و چه غير مالى مثل غيبت و بهتان و حقّ القصاص و حقّ الأبوّة و الأموّة و حقّ الاطاعة از زوج بر
شرح
ردّ نمايد يا به اين سيّد يا به سادات فقراء على حده زيرا كه خمس ، مال نوع سادات فقراء است بايد به آنها صرف شود مال شخصى معيّن مخصوصى نيست كه خواه ( خواهد خ ل ) بگيرد و خواه ( خواهد خ ل ) گذشت نمايد بلى اگر سيّدى خمس بگيرد و از گذران خود تقتير و قناعت نمايد و چيزى از خرج خود نگاه دارد و به كسى بدهد عيب ندارد و يا اين كه به قدر آن چه تقتير خواهد كرد ، از اوّل حال گذشت نمايد به صاحب مال و بعد از آن از مال سادات على حده نگيرد و به قدرى كه به اندازه قناعت گرفته بود اكتفا نمايد . و همچنين است كلام در مال امام ( ع ) در زكات فقرا و گرفتن سيّد و فقير زياده از قدر گذران درست نيست ، اگر سادات و فقراء على حده موجود باشند بلى اگر سيّد و فقير على حده موجود نباشد ، عيب ندارد كه دفعة واحده مال بسيارى بگيرد و خود را وسعت دهد و به ديگران هم بذل و بخشش بكند ، يا مال بسيارى را به چيزى كمى مصالحه نمايد با صاحب مال . فتأمّل . شرح