و لفظ ضرور [ ى ] نيست بلكه در دل نيز اعراض نمايد ، كافى است . ( 1 ) بدان كه اعراض يك سبب اباحه است ( 2 ) و لكن علم رسانيدن به اعراض بدون لفظ بسيار مشكل است پس از اين جهت ، احوط اقتصار است بر لفظ .
و چون كلام به اينجا رسيد ، پس أولى آن است كه اباحه را نيز اشاره نماييم و معنى وى [ آن ] مباح كردن عين يا منفعت است به ديگرى به ضيافت و غيره و اجماعى است كه اباحه از أسباب نقل ملك نيست هم چنان كه در تذكره نيز ، علَّامه مرحوم تصريح كرده ( 3 ) و از اين جهت بود كه در سنه 1265 ( هزار و دويست و شصت و پنج ) به نجف الأشرف مشرف شده ، در عمارت فاضلى منزل نمودم و يكى از اهل ايمانى كه با اين جانب بود ، مبلغ معيّنى با آن فاضل مقرر كرده بود ( 4 ) كه از بابت اجرت عمارت به او بدهد و هر چند روزى كه زوّار مىمانند ، در آنجا بمانيم .
پس در اوّل ملاقات ، آن فاضل اندكى از فضل خود إظهار نمود و
شرح
( 1 ) اين مسأله اشكال دارد و لفظ يا فعل يا هر دو بايد بوده باشد بلكه اعراض خالى از فعل نخواهد شد . شرح
( 2 ) اعراض را سبب اباحه گرفتن وجه ندارد و سلب ملكيّت بمنزله فكّ رقبه است .
بلى تصرّف آن ديگرى چون در آن مال از جهت اين مىشود كه حيازت مال بلا صاحب مىشود او را اباحه توان گفت . لكن بنا بر آن حيازت مطلق مباحات را بايد اباحه گفت و اباحه شارع غير اباحهء غير شارع است . فتأمّل . شرح
( 3 ) اين حكم اختصاص به « تذكره » و علَّامه ندارد ، همه علماء در همه كتب صراحتا يا إشارتا گفتهاند و عقود و ايقاعات و خواص آنها بيان كردهاند و اين از امور واضحه است حاجت استشهاد به تعبير مذكور ندارد . فتأمّل . شرح
( 4 ) يعنى از براى هر روز اجرتى تعيين كرده بوده كه هر چند روز بمانند بدان قرار اجرت بدهند . شرح