سيّم از ايقاعات اعراض است
:
و معنى وى [ آن ] انشاء قلع اضافه ملكيّت از مال است مثل اين كه حيوانى از وى در راه ماند جل او را گرفت و گذاشت و رفت ( 1 ) كه اگر بپرسى .
مىگويد كه دست از وى برداشتم پس هر كس آن را ببرد و قصد تملَّك نمايد مالك مىشود و لكن متزلزل است كه هر وقت مالكش رجوع كند ، بايد ردّ كرد . پس علاج آن است كه به مجرّد اين كه قصد تملَّك كرد و مالك شد آن را منتقل نمايد ( 2 ) با يكى از عقود ناقله به شخصى ديگرى از اولاد خود و يا غير ايشان و او نيز منتقل نمايد به اين شخص كه ديگر رجوع جايز نباشد و صيغهء وى « اعرضت عن هذا المال » است .
يعنى : اعراض كردم از اين مال .
شرح
بگويد تو را از حقّ خود بريء كردم اگر فلان چيز را بكنى كه در اين صورت اشكال دارد ، مگر اين كه قصد وجه اوّل كرده باشد . و از آن مشكل اينست بگويد : اگر فلان چيز را به عمل آورى تو را بريء ذمّه كردم . خلاصه لفظ « اگر » مقدّما و مؤخّرا در اينجا عيب مىرساند بخلاف اين كه اگر لفظ « اگر » نباشد و به شرط بگويد فتأمّل . و در بعض مقامات مثل عقد وكالت و غير آن فرق گذاشتهاند ما بين تقديم « اگر » و تأخير آن و لكن آن كلام را سرايت به اينجا دادن خالى از اشكال نيست . شرح
( 1 ) و اين فعل به انضمام قرائن اعراض معاطاتى مىشود . شرح
( 2 ) و ظاهر اينست كه مثل منتقل نمودن است تغيير حالتى كه در آن مال به عمل بياورد اگر منتقل نكرده باشد ، مثل اين كه گوسفند را علف بدهد قدرى به حال بيايد و چاق شود ، يا لباس كهنه است او را بدوزد و مقصود اينست كه مجرّد تغيير حالت كافى است . در زوال تزلزل آن ، فتأمّل . شرح