تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
متزلزل است هم چنان كه در ايقاعات مىآيد اگر چه مدّتها تصرّف كرده باشد بخلاف هديه و هبه كه به محض صدق تصرّف مالكانه لازم مىشوند .
پس هم چنان كه آن شبهات مشعر به عدم حاجت به صيغه است اين شبهه مشعر به حاجت است چه اگر هديه باشد ، بعد از تصرّف مالكانه استرداد نمىشد ( 1 ) و لا اقل يك نفر مسلم مىگفت كه مهدى غصب كرد از مهدى اليه و احدى نگفته بلكه اگر بگويند ، همه كس او را مذمّت مىكنند كه غصب چرا است ؟ به احدى از نواقل كه به او منتقل نكرده بود ؟ ! پس صيغه در هديه شرط است پس مهدى گويد : « أهديت إليك هذا المتاع » . يعنى : هديه دادم به تو اين متاع را . پس فورا مهدى اليه بگويد : « قبلت الهديّة » . يعنى : قبول كردم اين هديه را . و اگر وكيلين جارى نمايند ، وكيل مهدى گويد : « عن موكَّلى أهديت إلى موكَّلك هذا المتاع » .
شرح
( 1 ) اين هم دليل است بر اين كه موارد استرداد صورت تعارفات عرفيّه است نه هداياى شرعيّه ( و أظهر اين است كه هداياى شرعيّه خ ل ) با قصد انشاء با عنوان معاطات بلا اشكال درست است و استرداد آنها درست نيست و اين مستردّات كه شرعا از براى آنها انكارى جارى نشده است همين تعارفات عرفيّه رسميّه است كه شخص چيزى از راه لابديّت جهت عمل لازمى خود به كسى مىدهد و مجازا اسمش را هديه مىگذارد كه اين را برسم هديه به خدمت شما آورده‌ام و حال آن كه از قرائن داخليّه و خارجيّه معلوم و مشخص است كه با كراهت اينها را مىدهد و رضاء انشاء ندارد فتأمّل . شرح
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 272 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى