تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
سيّم - آن است كه عوض را در صيغه هبه مثل قيمت ذكر كنند به اين قسم كه واهب گويد : « وهبتك هذا المتاع بدرهم » . يعنى بخشيدم به تو اين متاع را به يك درهم . پس متّهب گويد : « قبلت الهبة بدرهم » . يعنى : قبول كردم بخشش تو را به يك درهم . و گمان خلاف در اين قسم شده و لكن دانسته شده كه صحّت اقوى است ( 1 ) . سيم از اسباب لزوم ، هبه به ذى رحم است اگر چه بسيار دور باشد در نسبت . و ميزان رحم آن است كه اگر يكى بميرد ، آن ديگرى ارث او را ببرد ( 2 ) اگر اقرب از او نباشد . و صلهء رحم نيز تا به اين حدّ واجب است . پس نتايج عمو و عمّه و خالو و خاله ، اگر چه چند درجه دور باشد ، رحم هستند . و به مجرّد جريان صيغه و اقباض و قبض ، هبه لازم مىشود . چهارم - تلف عين موهوبه ( 3 ) و يا نقل او [ آن ] است به ديگرى . و اين
شرح
( 1 ) سابقا چيزى از مصنّف ( چيزى در سابق خ ل ) معلوم و مذكور نشد كه قوّت صحّت اين قسم را بفهماند ، مگر آن كه ذكر شد كه عوض را در ضمن عقد ذكر كردن صحيح است اگر چه شرط نيست و محقّق از اين قسم اينست كه عوض را با عنوان شرط ذكر نمودن نه با عنوان عوض بودن كه منافى تعريف هبه است . پس أقوى بطلان اين قسم است . شرح ( 2 ) بدان كه مرتبه رحم كه إرث بر آن مترتّب مىشود ، سه مرتبه است كه هر مرتبه مانع از إرث بردن مرتبه متأخّره است و آنها آباء و اولاد ثمّ الإخوة و الأجداد ثمّ الأعمام و الأخوال هستند و اولاد إخوة و أعمام و أخوال در حكم خودشان هستند در صورتى كه خودشان موجود نباشند و بالجمله فالأقرب منهم يمنع الأبعد . شرح ( 3 ) قوله چهارم تلف عين موهوبه آه ، و آيا تصرّف در عين موهوبه به نحوى كه او را تغيير بدهد مثل اين كه قدك ( قدك : جامه كرباسى رنگ كرده - مصحّح از فرهنگ عميد ) را