اثناء عمل نادم شود ، جعاله باطل مىشود . و اگر عامل را معيّن بكند ، باز صحيح است مثل اين كه بگويد : « ان خطت ثوبى هذا فلك درهم » .
يعنى : اگر بدوزى اين جامهء مرا پس از براى تو يك درهم است .
و هر چه عاريه و اجارهء وى [ آن ] صحيح است ، جعالهء وى نيز صحيح است . ( 1 ) و اگر شخصى تبرّعا و يا قبل از صدور صيغه از جاعل ، غلام را بياورد ، مستحق جعل نيست ( 2 ) پس مژدگانى كه متعارف شده است ، حرام است ( 3 ) مگر با طيب نفس مالك . و اگر شخصى بعد از صيغه ، غلام را بياورد و لكن صيغه را نشنيده باشد و قصد تبرّع نيز نكرده باشد ، در استحقاق
شرح
كه جاعل باشد اگر ايجاب خود را بر هم بزند و بگويد كه اين قرار را كه گذاشته بودم ديگر بر هم زدم بر هم خواهد شد و اين باعث اين مىشود كه اين عقد جعاله عقد بشود نه ايقاع . شرح
( 1 ) يعنى براى آن جعل قرار دادن صحيح است يعنى عمل كه در مقابل آن جعاله قرار داده شده بايد متعلَّق به اعيان باشد مثل ردّ عبد ، امّا خود عوض مجعول پس مىشود كه عين قرار داده شود مثل نصف عبد يا پول يا غير آن و منافع قرار داده شود مثل اين كه هر كس عبد را ردّ كند يك سال خدمت عبد براى او باشد ، يا يك سال سكناى اين خانه براى او باشد . شرح
( 2 ) و اگر عبد را پيش از عقد جعاله يافته بود و لكن بعد از صيغه آورد ، مستحق جعل مىشود در مقابل آوردن عبد و سپردن بدست او . و لكن اشكال دارد زيرا كه بعد از آن كه عبد را دريافت امانت شرعيّه شد پيش او و واجب شد كه بياورد او را ردّ كند و أجر در مقابل عمل واجب حرام است . شرح
( 3 ) جهت اين كه بعد از آن كه مال را دريافته است امانت شرعيّه شده بايد وجوبا ردّ كند ، خواه بعد از آن عقد جعاله جارى باشد خواه نه . شرح