تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
حمل كرده و ندانسته است كه مراد در اينجا ايجاب و قبول است اجماعا . و فاضل ديگرى ، أنكحت را به معنى به عقد دائمى دادم اين زن را به اين مرد ، تفسير نموده بود . با اين كه عقد دائمى ( 1 ) عبارت است از ايجاب و قبول روى هم رفته . و آن كسى كه أنكحت را مىگويد هر دو را نمىگويد . و بر فرض تسليم ، معنى وى [ آن ] به ايجاب و قبول دادم . اين زن را به آن مرد
شرح
به انضمام قراين و دالَّه بر او موجب منازعه و مشاجره مىشود كه اين ايجاب و قبول لفظى را كاشف از او قرار داده‌اند و عقد لفظى را اعتبار كرده‌اند و او را ميزان عقد معنوى نموده‌اند و او را سبب محصّل قرار داده‌اند پس عقد يك دفعه به آن مسبّب اطلاق كرده مىشود و يك دفعه به اين سبب و در لفظ عقدت المرأة بمعنى تزوّجتها هر دو معنى اعتبار كرده مىشود اگر مسبّب اعتبار شود به اعتبار كاشفيت اين سبب است از او و اگر سبب اعتبار شود به اعتبار اين كه كاشف است از مسبّب مذكور بنا بر اين عيب ندارد كه اين معنى را در أنكحت مزيد اعتبار كردن و اين معنى را اعتبار كردن كه به زوجيّت دادم اين زن را به اين مرد و مقصود از گفتن اين ايجاد علقه زوجيّت است ميان آنها چنانچه در بعت قصد مىشود كه مبادله كردم با زيد اين مال را در مقابل اين نقد و مقصود از گفتن اين ايجاد اين مبادله است و هكذا پس حاصل معنى اين مىشود كه علقه زوجيّت اين زن را به عمل آوردم به اين مرد و اين محصّل آن معنى است كه مصنّف اختيار كرده است كه به زنى دادم اين زن را به اين مرد و بنا بر اين لفظ در معنى حقيقى خود مىشود نه در معنى مجازى و مشهور است كه استعمال الفاظ مجازيه در عقود درست نيست پس طريقى كه مصنّف مشى كرده در بيان معنى أنكحت در اين مقام خالى از تكلَّف و اشكال نيست فتأمّل . شرح ( 1 ) اينجا هم مىشود كه مقصود اين باشد كه به معقوديت دادم اين زن را به اين مرد و مراد از معقوديّت حصول علقه زوجيّت باشد و اين معنى صحيح مىشود به تقريبى كه در حاشيه مفصّله مذكور كرديم فتأمّل . شرح
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 168 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى