تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
شرح
اى تقابلا اگر مخامره را بمعنى اختلاط بگيريم هفت معنى مىشود و اگر معنى التقاء را كه مصنّف در متن نوشته علاوه بكنيم هشت معنى مىشود بدين قرار : وطئ و عقد التقاء و ضم و اختلاط و غلبه و تأثير و تقابل و مراد از عقد در اينجا كه يكى از معانى نكاح شمرده مىشود معنى اصطلاحى است كه ايجاب و قبول است پس نكاح بالمرّة بمعنى گره بستن كه عقد لغوى است نيامده تا او را در اينجا ملحوظ نماييم و لا يخفى كه اين معانى كه مذكور است معانى نكاح مجرّد است نه مزيد و عقد بمعنى ايجاب و قبول اگر ملحوظ شود بايد در نكحت مجرّد ملحوظ شود يقال نكحت المرأة اى اجريت عقد النكاح عليها و هو معنى قولهم « عقدها و زوّجها بمعنى تزوّجها » پس اين معنى را در أنكحت ملحوظ نمودن درست نخواهد بود مگر اين كه اين معنى ملحوظ شود كه عقد نمودم اين را به اين مرد يعنى معقود نمودم اين را به آن يعنى عقد خواندم اين زن را به اين مرد و اين معنى هم صحيح نيست و از اين جهت به نظر مىآيد كه معنى عقد كه در توى معانى لغويه نوشته شده به معنى اصطلاحى عقد باشد بلكه بمعنى لغوى عقد است كه بستن و ارتباط باشد به اراده ارتباط معنوى كه علقه زوجيّت باشد فيقال نكاح المرأة بمعنى عقدها لنفسه و هو احدث ارتباطها لنفسه و لو بالعقد الاصطلاحى و الحاصل انه ارتبط بها بإحداث علقه الزوجيّة ثم ينتقل بهذا المعنى إلى باب الأفعال فيصحّ المعنى المشهور فلا نكاح حينئذ و بعنوان ديگر مىگوييم كه عقد در اصطلاح عرف عام و فقهاء و متشرعين در مقام معامله كه اين را معنى شرعى مىگويند بمعنى متشرعى نه اين كه حقيقت شرعيّه حاصل گرديده است به دو معنى اطلاق مىشود يعنى عقد معنوى كه تسلَّط خاص معيّنى است در هر عقد نسبت به حال خود كه حاصل مىشود به سبب عقد لفظى و يكى عقد لفظى است كه عبارت از ايجاب و قبول است و اصل عقد همان عقد معنوى است و مقصود از عقود لفظيه همان است و آن حاصل مىشود بالذّات با رضاى قلبى حتمى چنانچه صاحب رياض نكاح را به رضاى قلبى تفسير نموده و چون مجرّد رضاى قلبى و لو
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 167 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى