صنعت سوارى و سبقت بر دشمن . و اين فايده در اين صورت فوت مىشود .
پنجم : عوض را از براى سابق در آخر مسافت قرار دهند
، نه در وسط و نه در هر جاى ميدان كه باشد ( 1 ) .
ششم : تعيين مسابق عليه است بشخصه . پس اگر صيغه را بر دو اسب مطلق بخوانند ، باطل است .
هفتم : تساوى آن دو حيوان است در احتمال سبق و لحوق . پس اگر يكى چنان ضعيف باشد كه تعيين كنند كه سبقت نخواهد كرد ، صيغه باطل است . ( 2 ) هشتم : تساوى آن دو حيوان است در نوع . پس فيل را با فيل و شتر را با شتر مسابقه بايد نمود .
پس اگر فيل را با شتر مسابقه نمايند ، باطل است . و همچنين است ساير حيوانات مذكوره . و آيا تساوى در صنف نيز شرط است ؟ مثل اين كه اسب عربى را با عربى و تركمينى ( تركمنى ) را با تركمينى ( تركمنى ) و يابو را با يابو مسابقه نموده ( 3 ) ، اظهر عدم اشتراط است . بلكه خلافى در مسأله نيست .
نهم : سر دادن هر دو است به يك دفعه . پس اگر يكى از پيشتر سر بدهند و
شرح
( 1 ) زيرا كه بعضى اسبها در اول تند مىرود نه در آخر و بعضى بالعكس و اين طور مسابقه موجب نزاع مىشود . شرح
( 2 ) زيرا كه غرر و جهالت دارد لكن ظاهر اين است كه تعيين نوع و صنف كافى باشد از فرد . شرح
( 3 ) و صاحب يابو عربى را مىبيند و خواطر جمعى را به يابوى خود دارد كه اين مسابقه را مىكند پس غرر ندارد . شرح