تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
شرح
يهود و نصارى و مجوس است اگر چه اصل اهل كتاب يهود و نصارى است و لكن مجوس هم شرعا ملحق به آنها شده از جهت شبهه كتاب كه خودشان را بدين ابراهيم على نبينا و آله و عليه السلام نسبت مىدهند و اين كه در ايشان از صحف ابراهيم ( ع ) است و به آن عمل مىكنند يا اين كه به بعض اخبار كه جاماسب نام پيغمبرى بر آنها مبعوث گرديد از جانب خداوند عالم و كتابى از براى ايشان آورد و احكام آورد و آن را در دوازده هزار پوست گاو نوشتند بعد از آن پيغمبر خود را كشتند و كتاب خود را سوختند و در تواريخ در جاى « جاماسب » زردوشت ذكر كرده‌اند و بهر تقدير ملحق به اهل كتاب شده‌اند چنانچه سابقا اشاره شد و حكم اهل كتاب اين شده كه يا مسلم بشوند يا ( مسلمان خ ل ) كشته شوند و يا جزيه بدهند و در ( بر خ ل ) دين خود برقرار بمانند و اين شقّ اخير جهت حرمت و احترام كتاب خداوندى است كه خودشان را نسبت به او مىدهند و به خدا و پيغمبرى قائل هستند و ساير كفّار را وثنى مىگويند كه كافر حربى هستند . در مقابل ذمّى و حكم ايشان اينست ( آنست خ ل ) كه يا مسلم شوند يا مقتول و رسول الله صلى الله عليه و آله با آنها جهاد مىفرمود هر جائى كه از ايشان قهرا گرفته مىشد حكم شرعى اين بود كه مال جميع مسلمانان بشود من حضر منهم الجهاد و من لم يحضر و من كان موجودا حين الفتح او معدوما بخلاف منقولات كه مال مجاهدين مىبود خصوصا و همچنين در حكم مفتوحة العنوة است زمينى كه اهلش مصالحه نمايند با حاكم شرع خواه معصوم ( ع ) خواه غير معصوم كه مال جميع مسلمانان باشد و با آنها كار نداشته باشند و همچنين زمينها را در زمان غيبت حاكم شرع به اجاره مىدهد و خراج و مقاسمه [ آن ] او را به مصالح مسلمين مصرف مىنمايد و در بودن او مال عموم مسلمين شرط است كه با اذن معصوم ( ع ) گرفته شود و قهرا گرفته شود و در وقت فتح معمور باشد و متصرّف در او از بابت اجاره و غيره امام ( ع ) يا مأذون او بايد بوده باشد و لكن خلفاء جور كه اين تصرّف را كردند ائمّهء ما صلوات الله عليهم اذن دادند كه شيعيان هم از ايشان بگيرند بقولهم