تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
به فتح هر دو ، آن عوضى است كه گذاشته مىشود از براى اين عمل . و سبّق به تشديد باء از باب تفعيل هم ، بيرون آوردن اين عوض است كه تا اهل اين عمل او را ببيند و هم اخذ كردن و جمع نمودن آن شخصى كه سابق مىشود آن عوض را . پس از قبيل اسم ضدّين است . و رمايه بكسر راء ، تير انداختن است و لكن رمى ، مطلق انداختن است چه تير باشد و چه سنگ و چه آب دهن و چه غير اينها . و اصل تشريع اين دو عمل از مهارت در جهاد است ، پس واجب كفائى ( 1 ) است مثل جهاد .
شرح
است هر كس در اين مضمار سبقت كرد جنّة را سبق خواهد برد و معنى كلام حضرت عليه السلام و تحقيق آن تفصيل دارد و سبّق زيد بالتّشديد از باب تفعيل اى اخذ العوض و سبّق زيد عمرا هذا المال اى اعطاه إياه سبقا يس از اضداد مىشود كه بمعنى گرفتن سبق و دادن سبق هر دو آمده و لكن كلام مصنّف در بيان اين مقصود قاصر است و رمايه و رمى هر دو بحسب اصل لغة تمام هستند يعنى مطلقند لكن غالبا در تير انداختن استعمال مىشود اگر چه اين استعمال در رمايه غالبتر از رمى است و در مادّهء رمى دو استعمال است : يكى رميت السّهم عن القوس او رميت الحجر عن يدى و در اينجا مفعول بلا واسطه مرمى و مطروح است كه او را مىاندازند و ديگر رميت زيدا بالسهم و اينجا مفعول بلا واسطه مرمىّ اليه است و اصل مرمىّ و مطروح مدخول باء مىشود و زيد را مرمىّ گفتن بمعنى مرمىّ اليه است كما يقال حائنى زيد اى جاء إليّ من باب الحذف و الايصال و گويا اصل معنى رمى و استعمال او با وجه دوّم است و وجه اوّل از جهت تضمين معنى طرح مىباشد . ( شرح ) ( 1 ) وجوب كفائى مهارت در اسب دواندن در اين ازمنه از ما عجزه و فقراء ساقط است زيرا كه ماهرين در اسب دواندن بسيار هستند و قدر كفايت بحسب ظاهر عرف موجود است و اما تير انداختن چون محاربه با تير در اين اوقات متروك است پس وجوب