أجر كه به معنى ثواب و جزاء است و آن اسم مصدر است به معنى اجرت يعنى كرايهء اجير نه اين كه مصدر أجر از باب افعال باشد چنان كه گاهى توهّم مىشود زيرا كه مصدر وى [ آن ] ايجار است نه اجاره .
پس استعمال وى [ آن ] . در اين عقد مخصوص ، خلاف استقراء عقود است . زيرا كه اكثر آنها مصدر است به اجماع عامّه و خاصّه ( 1 ) و در شرع انور اجاره تعلَّق به اعراض مىگيرد ( 2 ) نه به جواهر پس معنى اجاره دادن خانه
شرح
غسل نه اسم آن عوضى كه مصنّف گفته ، بلكه اسم عوض اجرت است يا اجر است . و اجر در لغت جزاء عمل را گويند خواه اخروى و خواه دنيوى و لكن غلبه كرده لفظ اجر در جزاء اخروى و اجرت در دنيوى و ثواب هم مثل اجر است در عموم ، لغة و در خصوص عرف و آن چه در لغت و عرف تحقيق شده اجرت هم از باب افعال و هم از مفاعله بمعنى اكريت و كاريت آمده است و اسم اكثر عقود اگر چه مصدر است مثل بيع و مصالحه و مزارعه و مساقات و نحو آن ، لكن اسم مصدر هم آمده مثل نكاح على وجه و غير اسم مصدر هم آمده مثل جعاله و اجاره را در اينجا از هر سه بابت توان گرفت و در تقدير اخير بمعنى جزاء العمل مىشود مثل جعاله چنان كه از قاموس هم فهميده مىشود كه اجاره به معنى جزاء العمل است لكن در اين صورت اسم مصدر نمىشود آن طور كه مصنّف گفته و در بودن اسم عقد هم اشكال بهم مىرساند . شرح
( 1 ) در مصدر بودن ادّعاى اجماع خاصّه و عامّه ، لزوم ندارد . كما لا يخفى . شرح
( 2 ) مقصودش اين است كه نقل منافع حاصل مىشود و بهتر اين بود كه بگويد به عين علاقه مىگيرد و نقل منافع آن عين را مىكند چنانچه بيع علاقه مىگيرد به اعيان و نقل خود اعيان را مىفهماند و مصالحه اعمّ است . و الحاصل كه اجاره عين نقل منافع او است پس علاقه گرفتن آن به منافع درست نيست از جهت اين كه منافع را ، منافع ملحوظ نيست . شرح .